<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" href="/posts/rss.xsl"?>
<rss version="2.0">
<channel>

<title>https://plasmaphysic.loxblog.com</title>
<link>https://plasmaphysic.loxblog.com</link>
<description></description>
<language>fa-ir</language>
<generator>loxblog.com</generator>
<copyright>loxblog.com</copyright>


<item>
<title>کوروش بزرگ</title>
<link>https://plasmaphysic.loxblog.com/کوروش-بزرگ</link>
<guid>https://plasmaphysic.loxblog.com/کوروش-بزرگ</guid>

<description><![CDATA[
کوروش بزرگ
Cyrus the great
کوروش دوم (به پارسی باستان: ) که به کوروش بزرگ و کوروش کبیر مشهور است، بنیان&zwnj;گذار و نخستین شاه شاهنشاهی هخامنشی بود که در بین سال&zwnj;های ۵۵۹ تا ۵۲۹ پیش از میلاد، بر نواحی گسترده&zwnj;ای از آسیا حکومت می&zwnj;کرد. کوروش در استوانهٔ خود که در بابل کشف شده، خودش را &laquo;فرزند کمبوجیه، شاه بزرگ انشان، نوادهٔ کوروش، شاه بزرگ انشان، نوادهٔ چیش&zwnj;پیش، شاه بزرگ انشان، از خانواده&zwnj;ای که همیشه پادشاه بوده&zwnj;است&raquo; معرفی می&zwnj;کند. به گفتهٔ هرودوت، کوروش نسب شاهانه داشته&zwnj;است و به&zwnj;جز کتزیاس، دیگر نویسندگان یونانی، ماندانا دختر آستیاگ را مادر کوروش دانسته&zwnj;اند و گزارش داده&zwnj;اند که کوروش حاصل ازدواج کمبوجیه یکم و ماندانا بوده&zwnj;است. برخی از مورخان امروزی این روایت را معتبر می&zwnj;دانند اما برخی دیگر اعتقاد دارند رواج این روایت ریشه&zwnj;های سیاسی داشته&zwnj;است و هدفش این بوده که از بنیان&zwnj;گذار شاهنشاهی هخامنشی، مردی نیمه&zwnj;مادی بسازد تا مادها را با فرمانروایی پارس&zwnj;ها آشتی دهد و اصولاً رابطه&zwnj;ای بین ماندانا دختر آستیاگ و کوروش قائل نیستند و آن را افسانه می&zwnj;دانند.
دربارهٔ کودکی و جوانی کوروش و سال&zwnj;های اولیهٔ زندگی او روایات متعددی وجود دارد؛ اگرچه هر یک سرگذشت تولد وی را به شرح خاصی نقل کرده&zwnj;اند، اما شرحی که آنها دربارهٔ ماجرای زایش کوروش ارائه داده&zwnj;اند، بیشتر شبیه افسانه&zwnj;است. هرودوت در مورد دستیابی کوروش به قدرت، چهار داستان نقل می&zwnj;کند. ولی فقط یکی از آنها را معتبر می&zwnj;داند. طبق نظر گزنفون از قرن پنجم تا چهارم پیش از میلاد مسیح یک سلسله داستان&zwnj;های متفاوت دربارهٔ کوروش نقل می&zwnj;شده&zwnj;است.
کوروش ابتدا علیهٔ شاه ماد طغیان کرد و سپس به پایتخت حکومت ماد در هگمتانه یورش برد و با کمک&zwnj;هایی که از درون سپاه ماد به او شد، هگمتانه را فتح کرد. سپس کرزوس، شاه لیدیه را شکست داد و به&zwnj;سوی سارد لشکر کشید و پس از دو هفته، شهر سارد به اشغال نیروهای ایرانی درآمد. کوروش مسئولیت فتح دیگر شهرهای آسیای صغیر را به فرماندهانش واگذار کرد و خود به اکباتان بازگشت و به&zwnj;سوی &laquo;پارت&raquo;، &laquo;زرنگ&raquo;، &laquo;هرات&raquo;، &laquo;خوارزم&raquo;، &laquo;باختر&raquo;، &laquo;سغد&raquo;، &laquo;گندار&raquo;، &laquo;ثه&zwnj;تَ&zwnj;گوش&raquo; و &laquo;اَرَخواتیش&raquo; لشکر کشید. جزئیات این جنگ&zwnj;ها در تاریخ ثبت نشده&zwnj;است و اطلاع کمی دربارهٔ کیفیت این نبردها وجود دارد.
در بهار سال ۵۳۹ پیش از میلاد، کوروش آهنگ تسخیر بابل را کرد و وارد جنگ با بابل شد. به گواهی اسناد تاریخی و عقیدهٔ پژوهشگران، فتح بابل بدون جنگ بوده&zwnj;است و توسط یکی از فرماندهان کوروش به&zwnj;نام گئوبروه در شب جشن سال نو انجام شد. هفده روز پس از سقوط بابل، در روز ۲۹ اکتبر سال ۵۳۹ پیش از میلاد، خود کوروش وارد پایتخت شد. تصرف بابل نقطهٔ عطفی بود که باعث ایجاد تعادل بین قدرت&zwnj;های درگیر در آسیای غربی شد و زمینهٔ بازگشت یهودیان تبعیدی به میهن&zwnj;شان در اسرائیل را فراهم کرد. کوروش همچنین دستور داد که پرستش&zwnj;گاه اورشلیم را بازسازی کنند و ظروف و اشیای طلایی و نقره&zwnj;ای را که نبوکدنصر از اورشلیم ربوده بود، به یهودیان تحویل داد.
استوانهٔ کوروش پس از شکست دادن نبونعید و تصرف بابل، نوشته شده و به منزلهٔ سند و شاهد تاریخی پرارزشی&zwnj;است. در سال ۱۹۷۱ میلادی، سازمان ملل متحد استوانهٔ کوروش را به همهٔ زبان&zwnj;های رسمی سازمان منتشر کرد و بدلی از این استوانه در مقر سازمان ملل در شهر نیویورک قرار داده شد.
هرودوت گزارش می&zwnj;دهد که کوروش در جنگ با ماساگت&zwnj;ها کشته شد؛ ولی این دیدگاه را اکثر مورخان جدید رد می&zwnj;کنند و معتقدند که داستان هرودوت ساختگی است. تنها منبع موثق کهنی که غیرمستقیم به مرگ کوروش اشاره می&zwnj;کند، دو لوح و سند گلی یافت&zwnj;شده در بابل است که نخستین آن مربوط به دوازدهم اوت ۵۳۰ پیش از میلاد است که تاریخ آن &laquo;نهمین سال کورش، شاه کشورها&raquo; را نشان می&zwnj;دهد. سند دوم که مربوط به سی و یکم اوت ۵۳۰ پیش از میلاد است، &laquo;سال آغاز فرمانروایی کمبوجیه، شاه کشورها&raquo; را بر خود دارد. این دو سند که در ظاهر اهمیت چندانی ندارند، در واقع نشان می&zwnj;دهند که کوروش در فاصلهٔ بین ۱۲ تا ۳۱ اوت سال ۵۳۰ پیش از میلاد درگذشته&zwnj;است و یا حداقل، خبر درگذشت وی و بر تخت&zwnj;نشینی کمبوجیه در این تاریخ به بابل رسیده&zwnj;است.
منابع زندگانی کوروش
مهم&zwnj;ترین منابع کلاسیک برای زندگانی کوروش، هرودوت، گزنفون و کتزیاس است. مهمترین منابع شرقی، رویدادنامه معروف نبونئید، شاه کلدانی است که از کوروش شکست خورد و گزارش خود کوروش، استوانه کوروش است.
از میان منابع کهن، نوشته&zwnj;های هرودوت تاحدودی قابل اعتماد است و پژوهش&zwnj;های نوین باستان&zwnj;شناسی هم در پاره&zwnj;ای از موارد، گفته&zwnj;های او را تأیید می&zwnj;کنند. اما نوشته&zwnj;های کتزیاس جنبهٔ داستان&zwnj;سرایی و تفریح&zwnj;انگیز دارند و تقریباً در تمامی مواردی که هرودوت و کتزیاس دربارهٔ واقعهٔ یکسانی صحبت کرده&zwnj;اند، گفته&zwnj;های آنان بسیار با هم اختلاف دارند و در مواردی که بتوان این اختلاف&zwnj;ها را از روی منابع دیگر بررسی کرد، گفته&zwnj;های کتزیاس نادرست است.[۶] کتزیاس ادعا می&zwnj;کند که از سالنامه&zwnj;های رسمی ایرانی و مشاهدات شخصی&zwnj;اش به عنوان پزشک دربار در نوشتن کتابش استفاده کرده&zwnj;است ولی بررسی&zwnj;های بیشتر نشان داده که وی حتی به زبان&zwnj;های شرقی آشنا هم نبوده&zwnj;است. اگر کتزیاس از سالنامه&zwnj;های رسمی استفاده می&zwnj;کرد، ممکن نبود آنچه را که نمی&zwnj;داند نداند ولی در عوض چیزهایی را &laquo;می&zwnj;داند&raquo; که وجود آن&zwnj;ها در سالنامه&zwnj;های رسمی، محال محض است. با این حال، نمی&zwnj;توانیم تماماً از نوشته&zwnj;های کتزیاس صرفنظر کنیم زیرا وی زمان درازی را در ایران هخامنشی بسر برد و با هخامنشیان زیادی رابطه داشت و روایات زیادی را شنیده&zwnj;است و گاهی در بین مطالب بی&zwnj;ارزشی که نقل می&zwnj;کند، یک نام یا روایتی یافت می&zwnj;شود که محال است خود او جعل کرده باشد.
منابع یونانی
در میان منابع کهن یونانی موجود که دربارهٔ کوروش هخامنشی سخن گفته&zwnj;اند، مهم&zwnj;ترین آنها هرودوت، کتزیاس و گزنفون هستند. از این میان، هرودوت بیش از یک سده و کتزیاس و گزنفون - که هم&zwnj;عصر یکدیگرند - کمتر از ۲ سده با روزگار شهریار هخامنشی فاصله داشته&zwnj;اند. بی&zwnj;شک، این نویسندگان یونانی براساس سنت تاریخ&zwnj;نگاری یونانی و بر پایهٔ احتیاجات روحی و روانی قوم و ملت خود و برحسب ذات، تربیت و خواست خویش، تاریخ ایرانیان و کورش هخامنشی را می&zwnj;نگاشتند. با این همه، روایات یونانی به هرحال و لامحاله، بر پایهٔ گزارش&zwnj;های ایرانیان شکل&zwnj;گرفته و سپس در محیط فرهنگی یونان، ریخت نهایی خود را یافته است.[۸]
با بررسی نوشته&zwnj;های هرودوت، کتزیاس و گزنفون متوجه می&zwnj;شویم که که در روزگاران پس از مرگ بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی، جاذبه&zwnj;ها و دافعه&zwnj;های شخصیت وی، مانند مردان بزرگ تاریخ، سرگذشت او را نزد ایرانیان در هاله&zwnj;ای از ابهام روایات گوناگون و متناقض فرو برده بود. به نظر می&zwnj;رسد، می&zwnj;توان گزارش&zwnj;های ایرانی دربارهٔ کوروش را به ۳ دسته تقسیم کرد: روایت دوستداران، روایت مخالفان، روایت میانه&zwnj;روها.[۹]
از میان ۳ مورخ مشهور یونانی، گزنفون به تبعیت از کوروش جوان، روایت دوستداران کوروش بزرگ را گزارش کرد؛ کتزیاس به پیروی از فضای حاکم بر دربار اردشیر دوم، روایت مخالفان کوروش را نقل نمود؛ و هرودوت تحت تاثیر طبع معتدل و شخصیت معقول داریوش - که تا روزگار اردشیر یکم هخامنشی نیز تداوم یافت - روایت اعتدالیون و میانه&zwnj;روها را دربارهٔ کوروش در بیان آورد.[۱۰]
مورخین معاصر، معتقدند که هرودوت همواره مسائل مهم تاریخی را با افسانه&zwnj;پردازی آمیخته است. هرودوت دوران کودکی و رشد کوروش را بر اساس افسانه&zwnj;های عامیانه و غیرواقعی نقل می&zwnj;کند. دربارهٔ زندگی کوروش، هر سه روایت که به گفتهٔ خود او از مطلعین پارسی که خواسته&zwnj;اند صرفاً حقیقت را بیان کنند، و نیز روایاتی که از ژوستین و نیکلای دمشقی به نقل از کتزیاس ارائه می&zwnj;دهد، بی&zwnj;تردید زاییدهٔ مقاصد سیاسی و تبلیغاتی است.[۱۱]
منابع یهودی
در خلال فتح بابل، کوروش منشور خود در خصوص آزادی&zwnj;های اجتماعی و دینی را اعلام کرد. بنی&zwnj;اسرائیل نیز مشمول چنین قانونی شد و کوروش آنها را مخیر کرد که در بابل بمانند یا به سرزمین کنعان در ساحل مدیترانه بازگردند. در خصوص آنان که به کنعان بازگشتند، کوروش تمهیداتی را برای بازسازی هیکل یا معبد سلیمان فراهم آورد و استقرار آنان را در آن منطقه تسهیل کرد. این رفتار برای یهودیان، که نقطهٔ مقابل رفتار اسارت&zwnj;بار بابلیان بود، کوروش را به قهرمانی برای قوم یهود بدل ساخت که جایگاه ویژه&zwnj;ای در متون دینی آنان یافت. در شماری از کتاب انبیا از کتب عهد عتیق، نام کوروش به&zwnj;عنوان منجی برده&zwnj;شده و گاه اقدام او در جهت آزادسازی یهود از اسارت، به&zwnj;عنوان یک مأموریت خودآگاه یا ناخودآگاه الهی تلقی شده است. نمونه&zwnj;ای از این یادکرد را می&zwnj;توان در کتاب دوم تواریخ ایام (۲۲:۳۶-۲۳)، کتاب عزرا (۱، ۴:۳-۵، ۵:۱۳-۱۷، ۶:۳، ۱۴) کتاب اشعیا (۲۸:۴۴، ۱:۴۵ به&zwnj;بعد، ۱:۴۶-۲، ۴۷) و کتاب دانیال (۲۱:۱، ۶:۲۹، ۱:۱۰) بازجست.[۱۲]
نام
نام کوروش در منابع مختلف به صورت&zwnj;های گوناگونی ذکر شده&zwnj;است. در سنگ&zwnj;نبشته&zwnj;های هخامنشی که به خط و زبان پارسی باستان نگاشته شده&zwnj;اند، بصورت &laquo;کورو&raquo; یا &laquo;کوروش&raquo; (به پارسی باستان: ) و در صیغهٔ مضافٌ&zwnj;الیه &laquo;کورائوش&raquo; خوانده می&zwnj;شد. در نسخهٔ عیلامی سنگ&zwnj;نبشته&zwnj;ها &laquo;کوراش&raquo; و در متون اکدی &laquo;کورِش&raquo; نوشته شده&zwnj;است. این نام در تورات بصورت &laquo;کورُش&raquo; و &laquo;کورِش&raquo; ضبط شده و در زبان یونانی آن را &laquo;کورُس&raquo; می&zwnj;گفته&zwnj;اند که همین نام با اندکی اختلاف در اروپا &laquo;سایروس&raquo; یا &laquo;سیروس&raquo; خوانده می&zwnj;شود.[۱۳] از مورخین سده&zwnj;های اسلامی، ابوالفرج بن عبری در کتاب مختصر الدول و ابوریحان بیرونی در آثار الباقیه عن القرون الخالیه نام این شاه را &laquo;کورُش&raquo;، مسعودی در مروج&zwnj;الذهب و معادن&zwnj;الجوهر &laquo;کورُس&raquo;، طبری در تاریخ الرسل و الملوک و ابن اثیر در تاریخ کامل &laquo;کِیرُش&raquo; و حمزه اصفهانی نیز در تاریخ سنی ملوک الارض و الانبیا &laquo;کوروش&raquo; نوشته&zwnj;اند.[۱۴]
کهن&zwnj;ترین دیدگاه&zwnj;ها دربارهٔ معنی نام کوروش را در آثار کتزیاس، پلوتارک و استرابو می&zwnj;توان یافت که هیچ پایهٔ علمی ندارند، ولی از لحاظ قدمت شایان توجه است.[۱۵] کتزیاس و پلوتارک، نام کوروش را به&zwnj;معنی &laquo;خورشید&raquo; دانسته&zwnj;اند. به&zwnj;روایت کتزیاس (پرسیکا، بند ۴۹)، پس از پادشاهی داریوش دوم، همسرش &laquo;پسر دیگری برایش آورد و او را کوروش به&zwnj;معنی خورشید نامید&raquo;. پلوتارک (ذیل &laquo;اردشیر&raquo;، فصل ۱، بند ۲) نیز دربارهٔ کوروش، پسر دوم داریوش دوم، چنین می&zwnj;نویسد: &laquo;کوروش نامش را از کوروش قدیم گرفت که، چنانکه می&zwnj;گویند، از خورشید نام گرفت؛ زیرا &Kappa;ύ&rho;&omicron;&sigmaf; واژه&zwnj;ای پارسی برای &laquo;خورشید&raquo; است. واژهٔ &laquo;خورشید&raquo; در فارسی باستان باید -hvar* بوده باشد، از ایرانی آغازین xvar*؛ که قابل مقایسه با -hvar در اوستایی و svar در سانسکریت است.[۱۶] از سوی دیگر، در روایت استرابو (کتاب ۱۵، فصل ۳، بند ۶)، نام کوروش بزرگ در آغاز &laquo;آگراداتس&raquo; بود و &laquo;کوروش&raquo; نامی است که او پس از پادشاهی و با الهام از نام رود &laquo;کُر&raquo; در جنوب پاسارگاد بر خود نهاد. سستی این نظر از آنجا روشن است که پیش از کوروش بزرگ، پدربزرگش نیز به همین نام خوانده می&zwnj;شد.[۱۷]
طی سال&zwnj;های اخیر، افرادی بدون آگاهی به تکنیک زبان&zwnj;شناسی، اقدام به ریشه&zwnj;سازی نام کوروش کرده&zwnj;اند، که رضایی باغ بیدی تعدادی از آنان را ذکر کرده&zwnj;است[۱۸]:

به معنی &laquo;قوچ&raquo;.
به معنی &laquo;دورن&zwnj;گر، آینده&zwnj;نگر&raquo;.
به معنی &laquo;چوپان/شبان&raquo;.
واژه&zwnj;ای مادی و ترکیبی از &laquo;کور&raquo; (پسر) و &laquo;اوش&raquo; (روشنایی) به معنی &laquo;پسر روشنایی&raquo;.
واژه&zwnj;ای کردی و ترکیبی از &laquo;کور&raquo; (پسر) و &laquo;رش&raquo; (سیاه) به معنی &laquo;پسر سیاه&raquo;(در اینجا &laquo;سیاه&raquo; نشان بزرگی و احترام است.).
ترکیبی از &laquo;کور&raquo; (پسر) و &laquo;روش&raquo; (خورشید) به معنی &laquo;پسر خورشید&raquo;.
ترکیبی از واژه مادی kora-* (پسر) و واژه اوستایی a&scaron;a- (راستی) به معنی &laquo;پسر راستی&raquo;.
در اصل &laquo;خوروش&raquo; بوده به&zwnj;معنی &laquo;شبیه خورشید&raquo;
مرتبط با واژهٔ یونانی &kappa;ύ&rho;&tau;ό&sigmaf; به&zwnj;معنی &laquo;سرور، سالار&raquo;
مرتبط با واژهٔ یونانی &kappa;ύ&rho;&tau;ό&sigmaf; به&zwnj;معنی &laquo;خمیده، مجعد&raquo; به&zwnj;معنی &laquo;مجعدموی، کسی که موی مجعد دارد&raquo;

بعضی از دانشمندان به&zwnj;دنبال ریشه&zwnj;شناسی نام کوروش بودند که رضایی باغ بیدی به&zwnj;طور خلاصه ذکر کرده&zwnj;است[۱۹]:

نام غیر ایرانی است و ریشه در زبان ایلامی دارد. که این نظریه بر دوپایه استوار است:

پارس همان انشان/انزان باستانی و بخشی از پادشاهی ایلام بوده&zwnj;است.
برخی از نام&zwnj;های برجای مانده ایلامی با ku-ri- آغاز می&zwnj;شوند. برای مثال زادوک با اشاره به فعل &laquo;کور&raquo; در ایلامی نو معنی &laquo;پرستاری کننده، مراقبت کننده&raquo; را برای نام کوروش پیشنهاد می&zwnj;کند. با توجه به حضور ایرانیان در بابل و ایلام و پرداختن آنان به بسیاری از امور اداری و اقتصادی در آن مناطق، نام&zwnj;های ایرانی در متون متاخر بابلی و ایلامی فراوان به کار رفته&zwnj;اند. از این رو، اساس این نظریه استوار به نظر نمی&zwnj;رسد. کهن&zwnj;ترین کاربرد نام کوروش در بابل، در متنی بابلی متعلق به سال ۵۴۰/۵۴۱ ق م به صورت ku-ui-ra-&scaron;&uacute; دیده شده است. به&zwnj;علاوه در الواح ایلامی تخت جمشید نام ku-ru-uk-ka/kurukka/ نیز آمده که می&zwnj;تواند بازماندهٔ نام ایرانی kuru-ka- به&zwnj;معنی &laquo;کوروش کوجک&raquo; باشد.

نام ایرانی شرقی است.
نام هندواروپایی، هم خانواده با k&uacute;ru- سانسکریت و به معنی &laquo;کور، نابینا&raquo; است.
کوروش به معنی &laquo;جوان، کودک&raquo; است.
از ریشه هندواروپایی و هندوایرانی kaũ-* به معنی &laquo;خوار کردن، پست کردن&raquo;، مشتق شده است و به معنی &laquo;خوار کننده دشمن در مشاجره&raquo; است. شایان ذکر است این ریشه حتی یک مشتق در هیچ یک از زبان&zwnj;های ایرانی دورهٔ باستان تا کنون ندارد.

تبار و خانواده
نیای کوروش برای چندین نسل بر قبایل پارس حکمرانی می&zwnj;کرده&zwnj;اند که از حکاکی&zwnj;ها و گزارش&zwnj;های تاریخ معاصر کوروش هویدا است. در سنگ&zwnj;نبشتهٔ کوروش در پاسارگاد آمده&zwnj;است: &laquo;من کوروش شاه هستم، شاه هخامنشی&raquo;، &laquo;کوروش، شاه بزرگ، شاه هخامنشی&raquo; یا &laquo;کوروش، شاه بزرگ، پسر کمبوجیه، شاه هخامنشی&raquo;. در حکاکی&zwnj;های شهر بابل از اور اینگونه شروع می&zwnj;کند: &laquo;کوروش، شاه تمام جهان، شاه سرزمین انشان، پسر کمبوجیه، شاه سرزمین انشان&raquo;[۲۰] و در استوانهٔ کوروش، کوروش خودش را &laquo;فرزند کمبوجیه، شاه بزرگ شهر انشان، نوادهٔ کوروش، شاه بزرگ، شاه شهر انشان نواده چیش پیش، شاه بزرگ، شاه شهر انشان، از خانواده&zwnj;ای که همیشه پادشاه بوده&zwnj;است&raquo; معرفی کرده&zwnj;است.[۲۱][۲۲]
به گفتهٔ هرودوت، کوروش نسب شاهانه داشته&zwnj;است. به&zwnj;جز کتزیاس، دیگر نویسندگان یونانی، ماندانا دختر آستیاگ را مادر کوروش دانسته&zwnj;اند و گزارش داده&zwnj;اند که کوروش حاصل ازدواج کمبوجیه یکم و ماندانا بوده&zwnj;است. برخی از پژوهشگران امروزی این روایت را معتبر می&zwnj;دانند.[۲۳][۲۴] اما برخی دیگر اعتقاد دارند رواج این روایت ریشه&zwnj;های سیاسی داشته&zwnj;است و هدفش این بوده که از بنیان&zwnj;گذار شاهنشاهی هخامنشی، مردی نیمه&zwnj;مادی بسازد تا مادها را با فرمانروایی پارس&zwnj;ها آشتی دهد و اصولاً رابطه&zwnj;ای بین ماندانا دختر آستیاگ و کوروش قائل نیستند و آن را افسانه می&zwnj;دانند.[۲۵][۲۶][۲۷]
والتر هینتس در این زمینه بررسی&zwnj;هایی انجام داده و معتقداست که به&zwnj;سادگی می&zwnj;توان به این نتیجه رسید که ماندانا مادر کوروش نبوده&zwnj;است، البته برای رسیدن به این مقصود باید اندکی به تاریخ ماد بازگردیم:
هووخشتره، شاه ماد پس از اتحاد با بابلی&zwnj;ها در سال ۶۱۲ قبل از میلاد، نینوا پایتخت آشور را فتح کرد. وی در سال ۵۸۵ قبل از میلاد نیز همچنان فرمانروا بود و در این زمان با الیاتس شاه لودیه و پدر کرزوس در غرب آسیای صغیر در حال جنگ بود. هرودوت می&zwnj;نویسد که در حین جنگ، &laquo;روز ناگهان تبدیل به شب شد&raquo;. دو طرف جنگ، وحشت&zwnj;زده از کسوف، بی&zwnj;درنگ تصمیم به صلح گرفتند.[۲۸] دانش اخترشناسی تاریخ دقیق این واقعه را روز ۲۸ ماه مه سال ۵۸۵ پیش از میلادی تعیین می&zwnj;کند.[۲۹][۳۰]
هووخشتره ۴۰ سال بر ماد فرمانروایی کرد که ۲۸ سال آن را زیر فرمانروایی سکاهای کیمری گذراند. بنابراین آستیاگ، پسر هووخشتره، احتمالاً در ۵۸۴ پیش از میلاد جانشین پدر شده&zwnj;است زیرا هرودوت ۳۵ سال فرمانروایی را به آستیاگ نسبت می&zwnj;دهد و می&zwnj;دانیم که او در سال ۵۵۰ پیش از میلاد از کوروش شکست خورد. به هر روی، آستیاگ به هنگام به تخت&zwnj;نشینی مردی میانسال بوده&zwnj;است و به این ترتیب می&zwnj;توانسته در حدود سال ۵۸۵ دختری دم&zwnj;بخت داشته&zwnj;باشد و اگر فرض کنیم که خواب&zwnj;های نگران&zwnj;کننده&zwnj;اش را درست در آغاز پادشاهی&zwnj;اش دیده باشد، ماندانا می&zwnj;توانسته پسری که گفته می&zwnj;شود کوروش است &ndash;اگر خیلی زود در نظر بگیریم&ndash; در سال ۵۸۳ پیش از میلاد به دنیا آورده باشد. اما در این هنگام کوروش تاریخی ۱۷ ساله بوده&zwnj;است زیرا در ۶۰۱ پیش از میلاد چشم به&zwnj;جهان گشوده بود. این نکته را علاوه بر نوشته&zwnj;های دینون و ژوستین، کتاب دانیال نیز به صراحت بیان می&zwnj;کند و می&zwnj;نویسد که کوروش، فاتح بابل به هنگام پیروزی در نبرد بابل [۵۳۹ پیش از میلاد] ۶۲ ساله بوده&zwnj;است.[۳۱]
سیسرون به استناد دینون، مورخ یونانی گزارش می&zwnj;دهد که کوروش در چهل سالگی شاه شد و ۳۰ سال سلطنت کرد. از آنجا که او در ۵۳۰ قبل از میلاد مسیح درگذشت، در حدود سال ۶۰۰ پیش از میلاد به دنیا آمده و در ۵۵۹ پیش از میلاد جانشین پدرش به عنوان شاه پارس شده&zwnj;است.[۳۲]
داندامایف به استناد هرودوت می&zwnj;گوید که کوروش با کاساندان، شاهزادهٔ هخامنشی ازدواج کرد و ۲ پسر به&zwnj;نام&zwnj;های کمبوجیهٔ دوم و بردیا داشت و صاحب سه دختر به نام&zwnj;های آتوسا، آرتیستونه و احتمالاً رکسانا بود.[۳۳]
کودکی و نوجوانی
دربارهٔ کودکی و جوانی کوروش و سال&zwnj;های اولیهٔ زندگی او روایات متعددی وجود می&zwnj;دارد؛ اگرچه هر یک سرگذشت تولد وی را به شرح خاصی نقل کرده&zwnj;اند، اما شرحی که آنها دربارهٔ ماجرای زایش کوروش ارائه داده&zwnj;اند، بیشتر شبیه افسانه&zwnj;است. هرودوت در مورد دستیابی کوروش به قدرت، چهار داستان نقل می&zwnj;کند.[۳۴] ولی فقط یکی از آنها را معتبر می&zwnj;داند که این داستان هم از نظر داندامایف دارای عنصرهای فولکلور است.[۳۵] طبق نظر گزنفون از قرن پنجم تا چهارم پیش از میلاد مسیح یک سلسله داستان&zwnj;های متفاوت دربارهٔ کوروش نقل می&zwnj;شده&zwnj;است.[۳۶]
بنا به گفتهٔ هرودوت، آستیاگ (پدربزرگ کوروش) شبی در خواب دید که از دخترش آنقدر آب خارج شد که کشور ماد و تمام آسیا را غرق کرد. مغها خواب وی را چنین تعبیر کردند که فرزند دخترش روزی بر تمام آسیا چیره خواهد شد. از این روی، وی دخترش ماندانا را به یکی از بزرگان پارس به زناشویی داد. پس از تولد نوه&zwnj;اش، وی خواب دیگری دید که تاکی از بدن ماندانا روئیده و تمام آسیا را فراگرفته&zwnj;است پس او فرزند دخترش را به یکی از بستگانش به نام هارپاگ سپرد و دستور داد که کودک را نابود کند. هارپاگ، کوروش را به یکی از چوپان&zwnj;های شاه به نام میترادات (مهرداد) داد و از او خواست که وی را به دستور شاه به کوهی در میان جنگل رها کند تا طعمهٔ ددان گردد. چوپان کودک را به خانه برد. وقتی همسر چوپان به نام سِپاکو از موضوع باخبر شد، با ناله و زاری به شوهرش اصرار ورزید که از کشتن کودک خودداری کند و بجای او، فرزند خود را که تازه زاییده و مرده بدنیا آمده بود، در جنگل رها سازد. چوپان نظر همسرش را پذیرفت و جسد مردهٔ فرزندش را به مأموران هارپاگ سپرد و خود سرپرستی کوروش را به گردن گرفت. هارپاگ هم جسد پسر چوپان را با اسمی دیگر در مقبرهٔ شاهی دفن کرد.[۳۷]
سال&zwnj;ها بعد هنگامی که کوروش ده ساله شده بود و با کودکان بازی می&zwnj;کرد، آن کودکان وی را به عنوان پادشاه برگزیدند. وی در میان بازی، دستور داد یکی از کودکان را تنبیه کنند. پدر آن پسر به نام آرتمبارس نزد آستیاگ شکایت کرد و اظهار داشت که یکی از بردگان وی فرزند درباریان را چوب زده&zwnj;است. کوروش را نزد آستیاگ فرستادند تا تنبیه شود. شاه با مشاهدهٔ کوروش و شباهت وی با افراد خانواده چنین سوءظن برد که مبادا او کوروش نوهٔ خودش باشد. شاه چوپان را تهدید کرد که اگر حقیقت را نگوید شکنجه خواهد شد و وی حقیقت را بیان داشت. پس از آن، شاه هارپاگ را احضار کرد و از وی پرسید: &laquo;طفل دخترم را که به تو سپرده بودم، چگونه کشتی؟&raquo; هارپاگ با دیدن چوپان پاسخ داد که: &laquo;پس از آنکه طفل را به خانه بردم، خواستم طوری رفتار کنم که امر تو اجرا شده باشد و قاتل پسر دخترت هم نباشم.&raquo; او گفت حالا که طفل زنده مانده باید خدا را شکر کرد و ضیافتی داد و از هارپاگ خواست به این میهمانی بیاید و فرزندش را هم همراه بیاورد. بدین ترتیب که او را برای صرف شام دعوت کرد و بدون آنکه وی خبردار شود از بدن فرزندش که همسن کوروش بود، غذایی تهیه کرد و به خورد پدرش داد.
مدتی بعد آستیاگ بار دیگر به جادوگران و کاهنان روی آورد و از آنها سوال کرد که آیا هنوز باید از آن خطر از جانب نواده&zwnj;اش بترسد یا خیر؟ آنها پاسخ دادند که رویای شاه هم&zwnj;اکنون تعبیر شده&zwnj;است برای آنکه کوروش هنگامی که با کودکان دیگر بازی می&zwnj;کرد به عنوان شاه انتخاب شد. بنابراین دیگر نیاز نیست از وی بترسد. پس از آن آستیاگ آرام گرفت و نواده&zwnj;اش را به پارس نزد پدر و مادرش فرستاد.[۳۸]
تقریباً همهٔ جماعات متمدن از همان دوره&zwnj;های اولیه در اشعار و افسانه&zwnj;ها، قهرمانانی از قبیل شاهان و بنیانگذاران مذاهب و سلسله&zwnj;های سلطنتی و بطورکلی قهرمانان ملی خود را ستوده&zwnj;اند. شباهت بهت&zwnj;آور و گاه یکسان&zwnj;بودن این افسانه&zwnj;ها در میان اقوام مختلف که اغلب از هم فاصله&zwnj;های زیادی دارند، از دیر باز معلوم بوده و در سبک و روال این نوع افسانه&zwnj;های ولادت معمولاً شباهت&zwnj;هایی به چشم می&zwnj;خورد.[۳۹] داستان هرودوت از تولد کوروش، نه&zwnj;تنها همانندهایی در داستان&zwnj;های تولد شخصیت&zwnj;های تاریخی دیگر مانند حکایت کودکی موسی و کودکی سارگن بزرگ (بنیانگذار بابل) دارد، بلکه دربارهٔ دودمان&zwnj;های شاهی در تاریخ ایران نیز نظیر چنین داستان&zwnj;هایی موجود است که داستان کوروش اولین آنهاست. داستان زادن و جوانی اردشیر بابکان نخستین پادشاه دودمان ساسانی نیز همانند داستان کوروش&zwnj;است.[۴۰]
جنگ با مادها
اسناد موجود از منابع میخی بین&zwnj;النهرین حکایت از آن دارند که کوروش پس از به تخت&zwnj;نشینی در پارس، با بابل روابط سیاسی برقرار کرد تا از جانب غرب، خیالش آسوده باشد و احتمالاً همزمان توجه خود را به شرق و شمال ایران نیز معطوف کرده&zwnj;بود. کوروش برای رهایی از یوغ مادها لشکرکشی خود را با حمله به دژ مادی پاسارگاد آغاز کرد و به گفتهٔ هرودوت، تنها سه طایفه از شش طایفهٔ ساکن پارس، به شورش او پیوستند اما از قرار معلوم، وی تعدادی از نجبای مادی را به&zwnj;طرف خود کشید.[۴۱] در این شورش، نبرد سختی درگرفت، نیکولاس دمشقی گزارش می&zwnj;دهد که در ابتدا اوضاع جنگ اصلاً به سود سپاه کوروش نبوده و پارس&zwnj;ها از برابر مادها که ار نظر تعداد سپاهیان، وضع بهتری داشتند گریخته بودند. زنان پارسی با دیدن مردانی که در حال فرار بودند بر آنان بانگ زدند که آیا می&zwnj;خواهید دوباره به همان جایی بروید که از آن&zwnj;جا به&zwnj;دنیا آمده&zwnj;اید؟ این رفتار زن&zwnj;ها باعث شد مردان با سرسختی بیش&zwnj;تری بجنگند و فائق آیند.[۴۲]
کوروش احتمالاً توانسته&zwnj;است ظرف دو سال بعدی، کلیهٔ نیروهای مادی را از پارس بیرون کند. به گفتهٔ هرودوت، هنگامی که آستیاگ شنید که کوروش برای جنگ آماده می&zwnj;شود، قاصدی را نزد وی فرستاد و او را به دربار احضار نمود. کوروش پاسخ داد خیلی زودتر از آنچه انتظار می&zwnj;رود در آنجا حاضر خواهم شد. این عدم اطاعت کوروش از آستیاگ نشان یک طغیان بود.[۴۳] آستیاگ در سال ۵۵۰ پیش از میلاد همهٔ نیروهای کمکی خود را از شمال و شرق ایران برای لشکرکشی نهایی فراخواند. رویدادنامهٔ نبونعید گزارش می&zwnj;دهد: &laquo;آستیاگ سپاه خود را به&zwnj;کار گرفت و به&zwnj;سوی کوروش، شاه انزان، تاخت تا او را از پای درآورد&raquo;.[۴۴]
هارپاگ فرماندهی سپاهیان ماد را برعهده داشت و بنابر روایت هرودوت، هارپاگ که آستیاگ شدیداً او را تنبیه کرده بود، تصمیم گرفت که از شاه انتقام بگیرد. رویدادنامهٔ نبونعید می&zwnj;نویسد: &laquo;سپاه آستیاگ در میان جنگ سرکشی کرد.&raquo;[۴۵] بخشی از سپاهیان مادی به کوروش پیوستند و بقیه، راه فرار پیش گرفتند و آستیاگ برای دفاع از پایتختش هگمتانه، شخصاً فرماندهی باقی&zwnj;ماندهٔ سپاهش را برعهده گرفت اما ناچار شد از برابر کوروش به دژ شهر پناه برد و شهر تسلیم کوروش شد.[۴۶] رویدادنامهٔ نبونعید گزارش می&zwnj;دهد که &laquo;آستیاگ اسیر شد و مادها او را تسلیم کوروش کردند&raquo;. کوروش با وی رفتاری جوانمردانه داشت و زندگی آخرین شاه ماد را بدو بخشید و او را به هیرکانیا [گرگان امروزی] تبعید کرد و خود کوروش &laquo;زر و سیم و همهٔ گنجینه را از هگمتانه برداشت و به انزان برد&raquo;. او پس از پیروزی سال ۵۵۰ پیش از میلاد بر مادها، به بخش بزرگی از ایران دست یافت اما به حریم خاندان&zwnj;های حاکم تعدی نکرد بلکه صرفاً آن&zwnj;ها را دست&zwnj;نشاندهٔ پارس کرد. وی سپس به سمت غرب آمد و در آوریل ۴۷۰ پیش از میلاد به منطقهٔ میان&zwnj;رودان وارد شد تا سرزمین&zwnj;هایی که مادها در جنگ با آشورها از آن خود کرده بودند را مطیع خود کند. &laquo;او بر شاه آن&zwnj;جا پیروز شد، گنجینه&zwnj;اش را از آن خود کرد و نیروهای خود را بر آن&zwnj;جا گمارد&raquo;.[۴۷]
کوروش پس از تسخیر ماد، رسماً خود را فرمانروای ماد خواند و لقب شاهان ماد را به خود اختصاص داد، اما در عمل سرزمین ماد توسط یک فرماندار پارسی اداره می&zwnj;شد. پارس&zwnj;ها سیستم ادارهٔ کشور را از مادها به عاریت گرفتند که خود آنها نیز بسیاری از شیوه&zwnj;های آن را از آسوری&zwnj;ها به عاریت گرفته بودند. درون حیطه و قلمرو امپراتوری هخامنشی، سرزمین ماد، دقیقاً پس از خود پارس رتبهٔ دوم را داشت. بنابراین یونانیان، یهودیان، مصری&zwnj;ها و سایر مردمان دنیای قدیم، سقوط ماد را در حقیقت جانشینی کوروش به جای آستیاگ می&zwnj;دانستند و پارسی&zwnj;ها را مادی می&zwnj;دانستند و تاریخ پارس را توالی و دنباله تاریخ ماد تلقی می&zwnj;کردند. هر چند هرودوت در بخش&zwnj;های پژوهشی کارهایش، با کمال دقت بین آداب و رسوم مادها و پارس&zwnj;ها تفاوت قائل می&zwnj;شود، ولی در فصولی که به افسانه&zwnj;ها و داستان&zwnj;ها می&zwnj;پردازد، شیوه&zwnj;های این دو را با یکدیگر مخلوط می&zwnj;کند و درهم می&zwnj;آمیزد. ]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 22:13:16 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>سه روز تاریک شدن زمین</title>
<link>https://plasmaphysic.loxblog.com/سه-روز-تاریک-شدن-زمین</link>
<guid>https://plasmaphysic.loxblog.com/سه-روز-تاریک-شدن-زمین</guid>

<description><![CDATA[
&nbsp;
سه روز تاریک شدن زمین
&nbsp;
 یکی از عجیب&zwnj;ترین نظریه&zwnj;هایی که درباره سال 2012 وجود دارد نظریه&zwnj;ای درباره نابودی، تخریب یا تاریکی سه روزه زمین است که به تازگی در قالب ایمیل&zwnj;های مختلف که تلاش شده تاثیر&zwnj;گذار باشند، به همراه لینکی از وب&zwnj;سایت ناسا در میان کاربران اینترنتی منتشر شده&zwnj;است. 
این نظریه عجیب می&zwnj;گوید در سال 2012 خورشید و زمین و مرکز کهکشان راه&zwnj;شیری، یا همان ابر قطور کیهانی میانی کهکشان با یکدیگر همتراز می&zwnj;شوند و آسیب&zwnj;هایی به زمین وارد خواهد آمد، یا به گفته این ایمیل،&zwnj; زمین برای سه روز در تاریکی مطلق فرو خواهد رفت.
در یکی از این این ایمیل&zwnj;ها آمده&zwnj;است: "ناسا پیش بینی کرده است که در 23-25 دسامبر 2012 (سوم تا پنجم دی 91) و در زمان تراز کائنات زمین به مدت 3 روز در تاریکی کامل به سر خواهد برد. دانشمندان آمریکایی تغییرات کائنات، خاموشی در کل کره زمین به مدت 3 روز از تاریخ 23 دسامبر 2012 پیش&zwnj;بینی کرده&zwnj;اند. این پایان جهان نیست، این هم ترازی جهان، جایی که خورشید و زمین برای اولین بار هم تراز می شوند. زمین از وضعیت کنونی که بعد سوم است به بعد صفر تغییر کرده و سپس به بعد چهارم تغییر می&zwnj;کند.
در این گذار جهان با تغییر بزرگی روبرو می&zwnj;شود و ما یک جهان جدیدی را خواهیم دید. پیش بینی شده است که این 3 روز تاریکی در روزهای 23، 24، 25 دسامبر 2012 (سوم تا پنجم دی ماه 91)خواهد بود، حفظ آرامش، در آغوش کشیدن یکدیگر، مناجات، خواب به مدت 3 روز بهترین راه حل است و آنهایی که بعد از این واقعه زنده می&zwnj;مانند با یک جهان نوین روبرو خواهند شد و متاسفانه افرادی که از این موضوع ترس به دل راه دهند خواهند مرد!"
در انتهای این مطلب، به منظور اثبات حقیقت ایمیل،&zwnj; لینکی از وب&zwnj;سایت ناسا آورده شده&zwnj;است، حال حقیقت نهفته در پس این نظریه و ایمیلی که برگرفته از کلیات این نظریه است، بر اساس لینکی که در خود ایمیل آمده، چیست؟
به دور از آلودگی&zwnj;های نوری شهرها، مسیری درخشان به نام کهکشان راه&zwnj;شیری در آسمان شب قابل مشاهده است. این مسیر طاقی مانند درخشان از نور میلیون&zwnj;ها ستاره&zwnj;ای شکل گرفته که انسان قادر نیست هریک از آنها را به تنهایی مشاهده کند زیرا این ستاره&zwnj;ها بر روی صفحه میانی کهکشان منطبق شده&zwnj;اند. از دیگر پدیده&zwnj;هایی که مرکز کهکشان را اشغال کرده، ابرهای قطور گازی هستند که چشم انسان قادر به دیدن آنها نیست و تنها به شکل توده&zwnj;هایی تاریک که نور کهکشان را مسدود می&zwnj;سازند،&zwnj;قابل مشاهده&zwnj; هستند.
بزرگترین توده این ابرها از صورت فلکی ماکیان تا صورت فلکی قوس گسترده شده و معمولا با نام شکاف بزرگ (Great Rift) یا شکاف تاریک (Dark Rift) شناخته می&zwnj;شود.از دیگر عناصر قابل توجه و نادیده کهکشان راه شیری در صورت فلکی قوس قرار داشته و سیاه&zwnj;چاله مرکزی کهکشان است. مرکز کهکشان در فاصله 28 هزار سال نوری از زمین قرار داشته و میزبان سیاه&zwnj;چاله&zwnj;ای است که جرم آن چهارمیلیون برابر خورشید است.
شایعات هم&zwnj;ترازی زمین در سال 2012، این دو پدیده نجومی را با موقعیت خورشید در مرکز کهکشانی در تاریخ 21 دسامبر 2012، همزمان با انقلاب زمستانی در نیم&zwnj;کره شمالی، به یکدیگر ربط داده و پدیده&zwnj;ای جدید را خلق کرده که در علم نجوم و ستاره&zwnj;شناسی هیچ مفهومی ندارد.
همزمان با حرکت زمین به دور خورشید،&zwnj;خورشید نیز نسبت به ستاره&zwnj;های پس&zwnj;زمینه در حرکت است و از این رو است که صورت&zwnj;های فلکی قابل مشاهده به آرامی و متناسب با تغییر فصول، تغییر می&zwnj;کنند. در 21 دسامبر 2012،&zwnj; خورشید در موقعیت 6.6 درجه شمال مرکز کهکشانی قرار خواهد گرفت،&zwnj; این فاصله&zwnj;ای&zwnj;است که به نظر می&zwnj;آید به اندازه ابعاد 13 ماه کامل باشد. بر این اساس گفته می&zwnj;شود این رویداد نجومی و ورود خورشید به درون شکاف تاریک به نوعی پیش&zwnj;گویی یک فاجعه به شمار رفته و یا این تصور غلط را به وجود می&zwnj;آورد که خورشید و زمین با سیاه&zwnj;چاله&zwnj;ای که در مرکز کهکشان قرار گرفته هم&zwnj;تراز شده و به همین خاطر کشش گرانشی سهمگینی بر روی زمین وارد خواهد آمد و یا دیگر رویداد&zwnj;های عجیب و غریب، نظیر تاریکی سه روزه زمین رخ خواهد داد.
اولین مدرک علیه این نظریه این است که انقلاب زمستانی یا تابستانی به خودی خود با هیچ یک از حرکات ستاره&zwnj;ها و یا هیچ جرم دیگری در جهان در ارتباط نیست،&zwnj; این رویداد تنها نشانگر دور و نزدیک شدن خورشید به قطب&zwnj;های زمین است. دوم اینکه زمین در محدوده تاثیرات شدید گرانشی سیاه&zwnj;چاله مرکزی کهکشان قرار ندارد زیرا تاثیرات گرانشی با دورتر شدن از سیاه&zwnj;چاله کاهش پیدا می&zwnj;کنند.
زمین 149 میلیون و 668 هزار و 992 کیلومتر از خورشید فاصله دارد، و فاصله خورشید از سیاه&zwnj;چاله کهکشان راه شیری 165 کوادریلیون مایل (265541760000000000 کیلومتر) است. خورشید و ماه غالب&zwnj;ترین نیروهای گرانشی بر روی زمین به شمار می&zwnj;روند. طی یک سال فاصله زمین تا سیاهچاله کهکشان به اندازه یک در 900 میلیون تغییر پیدا می&zwnj;کند و این فاصله به اندازه&zwnj;ای نیست که بتواند در کشش گرانشی سیاهچاله بر روی زمین تغییر قابل توجهی ایجاد کند، به علاوه نزدیکترین موقعیت زمین به مرکز کهکشان در انقلاب تابستانی است، نه زمستانی.
آخرین مورد این است که خورشید در 21 دسامبر هرسال وارد بخشی از آسمان می&zwnj;شود که در تصرف شکاف تاریک قرار دارد. بنابر&zwnj;این امسال ورود خورشید به این محدوده از جهان همان تاثیرات مخرب و هراسناکی را در پی خواهد داشت که سال گذشته شاهد آن بودید! در واقع هیچ&zwnj;پدیده غیر عادی که با وقوع هم&zwnj;ترازی زمین و خورشید و صفحه میانی کهکشان در ارتباط باشد در روز&zwnj;های 21 تا 23 دسامبر رخ نخواهد داد، و اگر فاجعه&zwnj;ای طبیعی نیز در این روزها رخ دهد، ارتباطی با موقعیت خورشید و زمین ندارد.
درباره تاثیرات ناشی از همترازی زمین و خورشید با شکاف تاریک در زمان وقوع انقلاب زمستانی در سال 2012 شایعات فراوان مختلفی به وجود آمده است که یکی از آنها در ابتدای مطلب عنوان شد. وقوع زمین&zwnj;لرزه، سونامی، سیل و تشدید شرایط آب و هوایی از دیگر مواردی است که وقوع آنها را به این پدید کیهانی ارتباط می&zwnj;دهند.
&nbsp;]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 22:13:16 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>مسواک زدن درست</title>
<link>https://plasmaphysic.loxblog.com/مسواک-زدن-درست</link>
<guid>https://plasmaphysic.loxblog.com/مسواک-زدن-درست</guid>

<description><![CDATA[
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
مسواک زدن درست&nbsp;&nbsp;
هدف از مسواک زدن، پاک کردن و برداشتن پلاک میکروبی از سطح دندان ها و لثه است. استفاده از مسواک های سفت و سخت، یا محکم مسواک زدن هیچ تاثیری بر پاک کردن پلاک های میکروبی ندارد. بلکه باعث صدمه به دندان ها و لثه نیز می شود.
یک مسواک خوب باید دارای موهای نرم و نایلونی باشد و موهای آن مرتب و منظم باشد.
اندازه مسواک متناسب با سن است. در بچه ها مسواک های کوچک تر و در بزرگ سالان مسواک های بزرگ تر استفاده شود.
باید توجه داشت که مسواک جزو وسایل شخصی است. هیچ کس نباید از مسواک کس دیگری استفاده کند.
زمان مناسب تعویض مسواک: هر گاه که موهای مسواک از حالت عمودی خارج شدند یا رنگ موهای مسواک تغییر کرد زمان تعویض مسواک است. در هر حال نباید بیش از سه یا چهار ماه طول بکشد.
خمیر دندان ها:
استفاده از خمیر دندان باعث می شود دندان ها بهتر تمیز شده و براق شوند. دهان خوش بو شود و مقاومت دندان ها به دلیل داشتن فلوراید در مقابل پوسیدگی افزایش یابد.
البته وجود خمیر دندان الزامی نیست. حتا با آب خالی هم می توان مسواک زد. اما هرگز توصیه نمی شود که به جای خمیر دندان از نمک یا جوش شیرین استفاده کند. چون باعث خراشیده گی مینا و صدمه به لثه می شود. نمک را می توان به صورت آب نمک ِ رقیق (یک قاشق ِ چای خوری در یک لیوان آب ِ جوشیده) استفاده کرد.
روش ِ درست مسواک زدن:
ابتدا مسواک را با آب خیس کرده، مقداری خمیردندان روی مسواک می زنیم. موهای مسواک را به طور مایل روی سطح خارجی دندان ها قرار می دهیم (با زاویه 45 درجه). در فک بالا موهای مسواک به طرف بالا و در فک پایین موهای مسواک باید به سمت پایین باشد. لثه در ناحیه طوق دندان حدود یک تا دو می لی متر به دندان نچسبیده و آزاد است و محلی است که مواد غذایی تجمع پیدا می کند. پس زمانی که موهای مسواک را با زاویه 45 درجه در سطح خارجی دندان قرار دادیم، با فشار کوچکی موهای مسواک زیر ِ لثه رفته و با حرکت ِ لرزشی، موهای مسواک باقی مانده ی مواد فرایی را از زیر ِ لثه به خارج می راند و بعد مسواک را به سمت ِ سطح ِ جونده ی دندان ها می کشیم. (در فک ِ بالا حرکت ِ مسواک از بالا به پایین و در فک ِ پایین از پایین به بالا)
هر بار که این عمل انجام شود، سطح خارجی دو تا سه دندان تمیز می شود. پس حدود 15 بار این عمل باید انجام شود. بعد از این که سطح ِ خارجی دندان ها تمیز شد، سطح ِ جونده را مسواک زده و بعد به روش ِ قبل سطح ِ داخلی دندان ها تمیز می شود. برای تمیز کردن سطح داخلی دندان ها در قسمت جلوی دهان، مسواک را به صورت عمودی روی دندان ها قرار دهید و با حرکت ِ بالا و پایین، سطح ِ داخلی ِ دندان ها را تمیز کنید.
در روی سطح زبان، برجسته گی و فرو رفته گی های ریزی وجود دارد که غذا در بین ِ آن ها گیر می کند و گاهی باعث بوی بد دهان می شود. بهتر است هر چند روز یک بار، مسواک را در عقب زبان قرار داده و به سمت جلو بکشید و این عمل را چند بار تکرار کنید تا خرده های غذایی از روی زبان تمیز شوند و بوی بد دهان از بین برود. بعد از مسواک کردن چند بار دهان را آب بکشید.
بعد از مسواک زدن و شستن مسواک، نباید مسواک خیس را در ظرف ِ دربسته گذاشت. بهتر است محافظ ِ مسواک دارای سوراخ هایی باشد تا هوا جریان داشته باشد. در غیر این صورت، هوای داخل جعبه دم کرده و باعث رشد میکروب ها می شود.
چند نکته:
مسواک زدن بهتر است بعد از هر وعده غذایی انجام شود. و حد اقل روزی دو بار باید مسواک زده شود. یکی قبل از خواب و دیگری صبح
برای تمیز کردن فضای بین ِ دو دندان هیچ گاه از وسایل ِ تیز مثل ِ سوزن یا چوب کبریت استفاده نکنید.
از نخ دندان به طور مرتب استفاده کنید.]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 22:13:16 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>انواع مسواک</title>
<link>https://plasmaphysic.loxblog.com/انواع-مسواک</link>
<guid>https://plasmaphysic.loxblog.com/انواع-مسواک</guid>

<description><![CDATA[
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
انواع مسواک
مسواک خوب دارای مشخصات زیر است:1. مسواک باید رشته های نایلونی داشته باشد. 2. رشته های مسواک باید نرم و متوسط باشد. مسواک های زیر به لثه و دندانها آسیب می رساند. 3. اندازه سر مسواک باید متناسب با دهان فرد باشد و همچنین لازم است مسواک کودکان کوچکتر از بزرگسالان باشد. مسواک به طول دو سانتیمتر برای کودکان مناسب است. 4. مدتی که باید از یک مسواک استفاده شود، بستگی به میزان تمیزی، محکمی و فرم رشته های مسواک دارد. تا وقتی که رشته های مسواک تمیز، محکم و صاف است. می توان از آن استفاده کرد. اگر فردی طور مرتب و با دقت مسواک کند، معمولاً عمر مسواک او چهار تا شش ماه است. اگر مسواک پس از یک هفته فرسوده شود نشانه این است که فرد نادرست مسواک می زند. ویژگیهای یک مسواک خوب چیست؟ مسواک بایستی نرم و از نظر اندازه کوچک باشد. مسواک های نرم نایلونی که انتهایموهای آن گرد و پخ شده ترجیح داده می شوند. دستجات الیاف مسواک باید در عرض در 4-3 ردیف و در طول در 12-10 ردیف قرار گرفته باشند. ]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 22:13:16 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>بوی بد دهان</title>
<link>https://plasmaphysic.loxblog.com/بوی-بد-دهان-1</link>
<guid>https://plasmaphysic.loxblog.com/بوی-بد-دهان-1</guid>

<description><![CDATA[
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
بوی بد دهــــان
اخورید مانند سیر و پیاز یر روی دهان شما اثر می گذارد، مواد موجود در آنها وارد سیستم گردش خون می شود و از طریق شش ها به همراه بازدم به دهان وارد شده و از دهان خارج می شوند، پس مسواک زدن در بر طرف کردن بوی آنها تاثیری ندارد.مواد باقیمانده در دهان اگر با نخ و مسواک زدوده نشوند ،ایجاد بوی بد می کنند.اگر بزاق به هر دلیل کم شود بوی دهان تغییر می کند، کاهش بزاق به دلیل استفاده از برخی از داروها یا تنفس دهانی و همچنین مشکلات غدد بزاقی ایجاد می شوند.سیگار و کلا محصولات تنباکو ایجاد بوی بد دهان می کنند.عفونت های مختلف در ریه ، دهان و یا نقاطی در این نواحی ممکن&nbsp; است سبب بوی بد دهان شود.عفونت های بافت های اطراف دندان می تواند باعث بوی بد دهان شود. در همه ی موارد بالا راه حل مشخص است ولی مهمترین راه از نظردندانپزشکی ، مسواک کردن و نخ زدن مرتب و مراجعه به دندانپزشک است.&nbsp;]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 22:13:16 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>بادهای خورشیدیِ گرم و سرد</title>
<link>https://plasmaphysic.loxblog.com/بادهای-خورشیدیِ-گرم-و-سرد</link>
<guid>https://plasmaphysic.loxblog.com/بادهای-خورشیدیِ-گرم-و-سرد</guid>

<description><![CDATA[
بادهای خورشیدیِ گرم و سرد
یون&zwnj;های تشکیل&zwnj;دهنده بادهای خورشیدی، دمای یکسانی ندارند و ناهمسانگردی شدیدی در دمای یونی مشاهده می شود. مدلی با معرفی امواج سیکلوترون یون، که نوعی از امواج پلاسمایی هستند، علت این پدیده را توضیح می&zwnj;دهد. این مدل بر اساس سرعت یون&zwnj;ها و بر همکنش&zwnj;شان با امواج سیکلوترون یون است.


یکی از بزرگترین معماها در مورد بادهای خورشیدی این است که چرا یون&zwnj;های مشخصی در این باد، گرم&zwnj;تر از سایر یون&zwnj;ها هستند. برای مثال، به طور متوسط ، دمای یون&zwnj;های هلیوم 5 برابر دمای یون&zwnj;های هیدروژن است. جاستین کاسپر (Justin Kasper) و همکارانش از مرکز اسمیت سونیان- هاروارد، ماساچوسوست، در مجله Physical Review Letter مدلی را ارائه کرده اند که اثبات می&zwnj;کند امواج پلاسمایی مشخصی، به نام امواج سیکلوترون یون، یون&zwnj;های سنگین&zwnj;تر که با سرعت کمتر از سرعت آستانه حرکت می&zwnj;کنند را بیشتر حرارت می&zwnj;دهد.

بادهای خورشیدی از الکترون&zwnj;ها، پروتون&zwnj;ها (یون&zwnj;های هیدروژن)، و مقدار کمی از یون&zwnj;های سنگین تشکیل شده&zwnj;اند. این پلاسما به شدت رقیق است، به طوری که تقریبا 40 یون در هر قاشق چای خوری در فاصله مداری زمین از خورشید وجود دارد، ولی با این وجود، آن طور که از توزیع سرعت پروتون نتیجه می&zwnj;شود، دمای این باد بالای 100000 کلوین است. علت این دمای بالا هنوز ناشناخته است، اما نوعی از امواج مختلف پلاسمایی، که افت و خیزهایی در توزیع ذرات باردار هستند، یکی از مناسب&zwnj;ترین کاندیدها برای علت این پدیده است. امواج سیکلوترون یون، امواج پلاسمایی هستند که متناظر با افت و خیزهایی در حرکت دایره&zwnj;ای یون&zwnj;ها به دور یک میدان مغناطیسی می&zwnj;باشند. مدل ارائه شده توسط کاسپر توضیح می&zwnj;دهد که چگونه این امواج می&zwnj;توانند باد خورشیدی را حرارت دهند و در عین حال اثبات می&zwnj;کند که چگونه نوع مشخصی از اتم&zwnj;ها، می&zwnj;توانند دمای بیشتری داشته باشند. مدل آنها بر این اساس است که گرمای منتقل شده از امواج سیکلوترون به یون ها، زمانی بیش ترین شدت را دارد که یک یون بتواند حداکثر بر هم کنش را با امواجی که نسبت به باد، هم به جلو و هم به عقب حرکت می&zwnj;کنند را داشته باشد. این موضوع باعث می&zwnj;شود که یون&zwnj;های هیدروژن و یون&zwnj;هایی که با سرعت بالایی حرکت می&zwnj;کنند به خارج رانده شوند. پیش&zwnj;بینی های این نظریه برای دماهای یونی و ناهمسانگردی&zwnj;های دمایی (یون&zwnj;های گرم&zwnj;تر عمود بر میدان&zwnj;مغناطیسی حرکت می کنند) با مجموعه داده هایی که طی 17 سال از سفینه فضایی Wind بدست آمده، تطابق دارد.]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 22:13:16 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>سير علوم در ايران</title>
<link>https://plasmaphysic.loxblog.com/سير-علوم-در-ايران</link>
<guid>https://plasmaphysic.loxblog.com/سير-علوم-در-ايران</guid>

<description><![CDATA[
سیر علوم در ایران
سير علوم در ايران
از حدود هزاره سوم قبل از ميلاد در برخي از جوامع متمدن واقع در جنوب غربي ايران فضاي علمي حاكم بوده است. در آن زمان تمدن سومري و بعدها بابلي در ناحيه ميان رودان بين النهرين شكوفا بود و در منطقه&zwnj;ي شوش نيز فرهنگ عيلامي وجود داشت. البته جو علمي محدود به نيايشگاه&zwnj;ها و حلقه&zwnj;هاي متشكل از كاتبان معابد بود. اما علي رغم محدوديت فضاي علمي، انديشه&zwnj;ها و ابداعات چشمگيري در رياضي و ستاره شناسي و هندسه در آنجا نضج گرفت. پيشرفت&zwnj;هاي كاتبان سومري و شوشي در حساب و جبر و مثلثات و ستاره شناسي گواهي بر وجود اوضاع مساعد علمي در بخش&zwnj;&zwnj;هايي از جوامع نامبرده بود. در حدود سده&zwnj;ي ششم قبل از ميلاد مهاجرت&zwnj;هايي فرهنگي از ايران به بابل و سپس به آناتولي و اروپا صورت گرفت. عاملان اين انتقال فرهنگي مغ&zwnj;هاي ايراني پرستشگر ايزدمهر بودند. اين دانشمندان سنت&zwnj;هاي مهري و زرواني در ستاره&zwnj;شناسي را با خود به بابل بردند و با تركيب معارف ايراني و دانش&zwnj;هاي سومري و بابلي، سنتي قوي در ستاره شناسي جهان باستان شكل گرفت كه بعدها به يونان و ديگر فرهنگ&zwnj;هاي پسين انتقال يافت.
در سده&zwnj;ي ششم و پنجم پيش از ميلاد، يعني در عصر هخامنشيان، تماس&zwnj;هاي فرهنگي جديدي با يونان برقرار شد. در همين عصر با فرهنگ&zwnj;هاي چين و هند تماس&zwnj;هايي داشت و در اثر اكتشافاتي كه اسكيلاكس به فرمان داريوش در هند انجام داد، ميان جامعه فرهنگي ايراني و هندي و چيني ارتباط&zwnj;هايي ايجاد شد و فرهنگ&zwnj;هاي يونان و بلاد غربي نيز از طريق ايران با تمدن&zwnj;هاي چين و هند ارتباط يافت. از اوضاع علمي ايران در دوره هخامنشي اطلاع چنداني در دست نيست جز آنكه در اين عصر ايران باستان يكي از دوره&zwnj;هاي پر رونق ارتباط&zwnj;هاي فرهنگي ميان ملت&zwnj;ها بوده و مقدمات براي ايجاد فضاي علمي در آن مهيا گشته است. اسكندر مقدوني و جانشينان او يعني سلوكيان نيز بيش از آنكه در حكمت چيزي به شرق بدهند، از معارف شرقي با خود توشه&zwnj;هايي از كتاب&zwnj;ها و آثار و افكار به يونان و ممالك مغرب زمين بردند. سپس با تشكيل سلسله اشكانيان (253 ق. م.) مقدمات احياي فرهنگ ملي در ايران فراهم شد.
در واقع عصر اشكانيان يك دوره آماده سازي است. عصر معماري و مهندسي در اين دوره ابداعات چشمگيري داشت. گروهي از مغ&zwnj;هاي ستاينده مهر از سيستان به هندوستان رفتند و سنت رياضي و ستاره شناسي هند را قوام بخشيدند كه در تاريخ به "مغ _ برهمنان" معروف گشتند. جاده&zwnj;ي ابريشم محصول اين دوره است كه سرزمين&zwnj;هاي چين و هند را از راه ايران به سواحل روم مرتبط مي&zwnj;ساخت و بستر مناسبي براي مبادلات فرهنگي بود.
در 226 م. اردشير بابكان حكومت ايران را از آن خود كرد و دولت ساسانيان مدت پنج قرن در ايران حكمراني كردند. حكومت ساساني از همان ابتدا با آموزه&zwnj;هاي ديني عجين بود و وحدتي كه در دوره ساسانيان در ايران حاكم شد، حاصل اين وحدت سياسي- مذهبي بود. عصر ساساني از بسياري جهات، عصر باروري فرهنگي در ايران بود. صدها هزار اسيري كه در زمان شاپور اول و پس از پيروزي او بر والرين به ايران آورده شدند، شامل تعدادي مهندس و دستورز بودند كه در ساختن بناها،&nbsp; پل&zwnj;ها و سدها و انتقال برخي مؤلفه&zwnj;هاي فرهنگي مؤثر بودند. جامعه&zwnj;ي ايراني عصر ساساني به يك سيستم باز بدل شد و فعاليت مسيحيان بويژه نسطوريان نيز در آن افزايش يافت. در رها و نصيبين و جندي شاپور مدارس و مراكز علمي ايجاد گشت و فعاليت&zwnj;هايي در جهت ترجمه كتب از هندي و يوناني به پهلوي و بعد&zwnj;ها به سرياني _ عربي آغاز شد.
در زمان خسرو انوشيروان وقايع ديگري در جامعه&zwnj;ي ايران رخ داد كه در روند علوم در ايران آن عصر و بعد&zwnj;ها بي تأثير نبود. در سال 528 م. ژوستي نين امپراطور بيزانس مكتب آتن را تعطيل كرد و در پي آن تعدادي فيلسوف و دانشمند كه شمارشان به هفت مي&zwnj;رسيد به دربار ايران آمدند و مدتي در جندي شاپور ماندند. از سوي ديگر انوشيروان برزويه طبيب را براي تهيه نسخه&zwnj;اي از كليله و دمنه به هندوستان گسيل كرد كه مأموريت موفقيت&zwnj;آميزي بود. به علاوه در اين عصر فعاليت&zwnj;هاي چشمگير ستاره شناسي و نجوم انجام شد ؛ "زيج شهريار" و كتاب جغرافيايي "شهر&zwnj;هاي ايران" از تأليفات اين دوره است. پيشرفت موسيقي در عصر ساساني نيز شايان ذكر است.
عصر ساساني، آخرين دوره تاريخ ايران پيش از اسلام، روزگار باروري و آمادگي بوده است. سنت&zwnj;هاي ايراني، هندي و يوناني در بطن فرهنگ اين عصر با هم در آميخت و به اعصار بعد منتقل شد.&nbsp;&nbsp; هنوز سده&zwnj;اي بيش از آغاز عصر اسلامي نگذشته بود كه سيطره&zwnj;ي نفوذ دولت اسلامي از غرب تا اندلس و در شرق تا هند گسترش يافت و كشورهاي پهناوري چون مصر و ايران در زير پوشش خلافت اسلامي قرار گرفت. زبان عربي كه زبان قرآن بود، رسميت و مرجعيت يافت و بعد&zwnj;ها به صورت زبان رسمي اداري و نيز علم و حكمت درآمد.
به محض آنكه مسلمانان ايراني منش، منابع معارف يوناني و هندي را كشف كردند، با چنان جسارتي به آن&zwnj;ها دست بردند كه از هيچ كوششي براي تحصيل كامل آن&zwnj;ها تا سرحد امكان دريغ نورزيدند. بديهي است كه آنان داراي مقدار زيادي نبوغ علمي بودند و تحت تأثير سرمشق&zwnj;هاي يوناني و همكاري&zwnj;هاي فراوان خودشان، فرصت يافتند تا در رياضيات، نجوم، شيمي، فيزيك،&nbsp; صنعت، جغرافي و طب تحقيقات متعدد و مهمي صورت دهند.
با شروع خلافت عباسي، ايرانيان نقشي پررنگ تر يافتند. خلفاي عباسي با آنكه در اصل عرب بودند، برخي رنگ و نژاد ايراني يافتند. خاندان&zwnj;هاي ايراني مانند برمكيان كه در برانداختن بني اميه شركت داشتند، در دستگاه عباسي به مقامات رسيدند. همين نفوذ ايراني در رشد جهان بيني&zwnj;هاي متعدد، حكمت و پژوهش و افكار علمي تأثير گذاشت. بغداد كه بر ويرانه&zwnj;هاي شهر بابلي كهني به نام "بگ - دا - دو" ساخته شده بود به يكي از حوزه&zwnj;هاي پررونق علمي جهان اسلام بدل گشت. از خاندان نوبختي كه مشاوران خليفه&zwnj;ي عباسي بودند، نسل دانشمندي ظهور كردند از جمله ابوسهل فضل كه در پايه گذاري سنت علم اسلامي نقش بسزايي ايفا كردند.
موج ديگري از دانشمنداني كه با شروع كار عباسيان به بغداد آمدند و در پايه ريزي سنت علمي سهيم شدند، ايرانياني بودند كه از ناحيه&zwnj;ي خراسان، ري و بلخ و حوزه علمي مرو آمده بودند. برمكيان از نسل برمكان روساي صومعه بودايي نوبهار بودندكه بعد&zwnj;ها از بودا به زرتشت و سپس اسلام گرويدند. اينان در عهد &zwnj;هارون الرشيد در شكل بخشيدن نهضت ترجمه از آثار يوناني به عربي و نيز ايراني كردن دستگاه خلافت و تشويق متفكران ايراني نقش داشتند. با همياري جعفر برمكي بسياري از آثار رياضي و نجوم و طب به عربي ترجمه شد.
به اين ترتيب از سده دوم هجري (ق8 م.) مايه&zwnj;هاي فرهنگي و معارف يوناني، ايراني و هندي در بستر نوين تمدن اسلامي جريان يافتند. بي گمان در بنيان گذاري نهضت علمي اسلامي اين دانشمندان ايراني بودند كه نقش محوري ايفا كردند. نام برخي از اين پيشروان علم را در اينجا مي&zwnj;آوريم: ابو اسحق ابراهيم فزاري، يعقوب بن طارق، البطريق، جابربن حيان، ابن بختيشوع.
در قرن 3 و4 (9و 10 م.) با ظهور نهضت معتزله، جنبش خرد گرايي قوت گرفت. شمار دانشمندان كه در اين عصر در زمينه&zwnj;هاي مختلف حكمت كار مي&zwnj;كردند،&nbsp; بسيارند. اما پديده جالب و مناسب بحث ما اين است كه بيشتر اين متفكرين يا ايراني بودند يا به گونه اي با فرهنگ وتمدن ايران پيوند داشتند. بنيامين نهاوندي، سهل طبري، سهل بن بشر، اسماعيل بخاري،&nbsp; ابن ماسويه و خوارزمي از آن جمله&zwnj;اند كه همگي منشأ ايراني دارند. ابن خرداد به، نيريزي، ماهاني، دينوري، ابوبكر ابن قتيبه،&nbsp; بلاذري، رازي، كندي متفكر عرب و اسحاق بن حنين از چهره&zwnj;هاي مهم نهضت ترجمه در اين عصرند. متفكران اسماعيلي و جمعيت مخفي اخوان الصفا در سده&zwnj;ي چهارم نيز ايراني بوده&zwnj;اند.
در قرن پنجم هجري نيز شاهد تعالي و اوج حكمت اسلامي هستيم. بزرگاني چون فردوسي، بيروني، ابن سينا، كرجي، عمر خيام، غزالي و ناصر خسرو كه همگي ايراني&zwnj;اند و نيز ابن هيثم از فضلاي دانشمند اين دوره&zwnj;اند.
در نيمه دوم سده پنجم نشانه&zwnj;هاي افول حكمت عقلي در جهان اسلام پديدار شد، اما هرگز به تباهي كامل نرسيد. حتي در شاخه&zwnj;هاي حكمت طبيعي در قرون بعد چهره&zwnj;هاي تابناكي در آسمان معرفت درخشيدند. شهاب&zwnj;الدين سهروردي، خواجه نصيرالدين طوسي،&nbsp; ملاصدراي شيرازي از آن جمله&zwnj;اند كه در نگرش و روش سنت پيشينيان را قوت بخشيده&zwnj;اند.
سده پنجم هجري را بايد از آخرين قلل اوج علوم عقلي در ايران اسلامي به شمار آورد. در سده 5 و 6 وحدت سياسي كشور تحت حكومت سلجوقيان بظاهر تأمين شد، اما بتدريج نشانه&zwnj;هاي تفرقه در عقايد مذهبي آشكار شد و بازار مناظرات متكلمين و بحث و جدل&zwnj;هاي ديني رواج يافت. تضاد ميان تعقل و تعبد، ويژه اين عصر، در زندگي يكي از بزرگ&zwnj;ترين متكلمين عصر يعني غزالي بخوبي هويداست.
&nbsp;
منبع :
كنگره بين المللي نهضت توليد علم]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 22:13:16 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>انفجار بزرگ</title>
<link>https://plasmaphysic.loxblog.com/انفجار-بزرگ</link>
<guid>https://plasmaphysic.loxblog.com/انفجار-بزرگ</guid>

<description><![CDATA[
انفجار بزرگ
انفجار بزرگ دانشمندان بر این باورند که کائنات در 15 بیلیون سال پیش در پی پدیده ای عظیم، به نام بیگ بنگ (انفجار بزرگ) به وجود آمده است. تمامی فضا، زمان، انرﮋی و موادی که امروزه جهان ما را تشکیل می دهند در پس این انفجار بزرگ ایجاد شده اند. دنیای پیش از بیگ بنگ یک دنیای بینهایت کوچک، فشرده و داغ بوده است. در نخستین کسرهای ثانیه اول فقط انرﮋی وجود داشت. هنگامی که دنیا شروع به بزرگ شدن و سرد شدن نمود، چهار نیروی اولیه (گرانش، الکترو مغناطیس، نیروی ضعیف و نیروی قوی پیوندهای هسته ای) ظاهر شدند. کوارک ها و سپس ذرات اتمی و ذرات ضد آنها (ضد مواد) به عرصه پیوستند. ماده و ضد ماده در مجاورت یکدیگر همدیگر را خنثی کرده(با برتری جزئی ماده نسبت به ضد ماده) و تولید انرﮋی و ماده اولیه یعنی هیدروﮋن و هلیوم نمودند.
پس مانده ضعیف گرمای ناشی از بیگ بیگ همچنان در سراسر آسمان دیده می شود. کهکشانها در ابتدا توزیع انرﮋی و ذرات در کل جهان یکسان نبود. این ناهمگونی ها این امکان را به انواع نیروها داد تا بتوانند ذرات را گردآوری و متمرکز کنند. این توده سازی و متمرکزسازی آغاز شد تا ساختارهای پیچیده تر به وجود آیند. تمرکز ذرات منجر به پدیدار شدن غبارها در آسمان گردید و سپس غبارهای فشرده و متمرکز تبدیل به ستاره ها و مجموعه های ستارگان شدند. مجموعه هایی که به آنها کهکشان می گوییم. از حرکت و گردش کهکشانها پیداست که ستارگان و گازهای پراکنده و غبارها یی که در یک کهکشان قابل مشاهده هستند تنها یک دهم جرم کل یک کهکشان را تشکیل می دهند و بیشتر جرم یک کهکشان مربوط به بخش غیر قابل مشاهده ایست که اصطلاحا جرم پنهان خوانده می شود. این بخش نامرئی راز سرنوشت کائنات را در بر گرفته است. آیا کائنات تا ابد به انبساط خود ادامه خواهد داد یا اینکه در اثر نیروهای گرانشی که مقدار آن تا به امروز در جرم پنهان مخفی مانده پس از دوره انبساط دوران انقباض را آغاز خواهد نمود. از دیدگاه توسعه و بسط حیات، آنچه اهمیت دارد این است که هر کهکشان یک کارخانه ستاره سازیست که ستاره ها ی خود را از غبارها و ابرهای عظیم تولید می کند.
هر ستاره یک کارخانه شیمیاییست که در آن عناصر سبک به عناصرسنگین تر و پیچیده تر تبدیل می شوند و حیات نیز مجموعه ایست از همین عناصرو مولکول های پیچیده. نوع کهکشانها با محاسبه چگونگی توزیع ستارگان و درخشش یا تاریکی آن مشخص می شود. ابرهای عظیم مولکولی بیشترین ساکنین کهکشانها ابرهای عظیم مولکولی هستند که مواد اولیه برای تشکیل ستاره ها و سیارات را در بردارند. ابری با ضخامت 300 سال نوری (هر سال نوری برابراست با حدود 10 تریلیون کیلومتر) جرم کافی برای ساخت ده هزار تا یک میلیون ستاره، هر یک به اندازه جرم خورشید ما را دارد. 10 درصد از این ابر چگالی کافی برای تشکیل چند صد تا چند هزار ستاره را دارد.عمر این ابرها بین 10 تا 100 میلیون سال است و بعد از آن از هم می پاشند. تشکیل عناصر در ستارگان غبارها و تولد ستارگان گرانش بر ذرات خاصی اثر می گذارد تا مجموعه ای از ذرات را ایجاد نماید که آنها خود جذب کننده ذرات دیگرند. در شرایط مناسب، گرانش، قدرت غلبه بر نیروهای مخالف خود را پیدا می کند و توده ای از غبار را تولید می کند که به اندازه کافی، برای آفرینش یک ستاره، فشرده است. اما این ستاره جوان احتمالا هنوز در نور مرئی آشکار نیست. این ستاره در میان پوششی از غبار غلیظ و مات احاطه شده است. زمانیکه ستاره غبار اطرافش را پراکنده می کند، توسط دوربین های مادون قرمز به صورت نقطه ای سوزان در بین یک ابر غلیظ مولکولی قابل رویت می شود. در نهایت بادهای ستاره ای پس مانده غبارها و ابرها ی مولکولی را کنار می زنند و در این زمان با تلسکوپ های اپتیکال نیزقابل رویت خواهد بود. ستارگان بالغ و ترکیبات هسته ای ستارگان جوان در عرصه تلاش برای حفظ تعادل بین نیروی گرانش، که سعی در فرو کشیدن ستاره دارد و فشارهای ناشی از فعل و انفعالات هسته ای درون خود، که سعی در از هم پاشیدن ستاره دارد قرار می گیرند.
ستاره ها ی بالغ به آن تعادل دست پیدا کرده اند و تقریبا همه عمر خود را در تعادل سپری می کنند. اندازه ستاره، رنگ آن، درخشش آن و حتی طول عمر آن ارتباط مستقیم با جرم ستاره دارد. ستاره ها یی با جرم کمتراز خورشید ما کوتوله ها ی قرمزی می شوند که تا چندین بیلیون سال زنده اند. ستاره ای به اندازه خورشید 10 بیلیون سال زندگی می کند و ستاره ها ی غول پیکر همه سوخت هسته ای خود را در ظرف چند میلیون سال با شدت تمام می سوزانند. ستاره ها همه عمر در هسته خود هیدروﮋن را سوزانده و به هلیم تبدیل می کنند. در ادامه هلیم نیز به قدری فشرده و داغ می شود که به عناصر سنگینتر تبدیل می گردد. این چرخه تبدیل ادامه دارد. چرخه ای که هر لایه آن انرﮋی و گرمای بیشتر و بیشتری می طلبد. این انرﮋی از انفجارهای ناشی از فعل و انفعالات لایه های زیرین تامین و منجر به تشکیل عناصر سنگین و سنگین تر می شود. گرمای زیادی که در ستاره ایجاد می شود آن را متورم می کند. مرگ ستاره در نهایت سوخت هسته ای همه ستارگان روزی تمام می شود. آنها تعادل خود را از دست می دهند طوریکه نیروی گرانش غالب می شود. تفاوت جرم ستارگان باعث تفاوت در مرگ آنها نیزمی شود. ستاره های کم جرم به آرامی باقیمانده سوخت خود را سوزانده و می میرند.
ستاره هایی به اندازه خورشید، به سرعت به یک کوتوله سفید به اندازه زمین تبدیل می شوند. لایه بیرونی ستاره که از اتمهایی تشکیل شده که در فرایند تبادلات هسته ای به وجود آمده اند، از آن جدا شده و به شکل ذرات در عرصه بی انتهای آسمان رها می شوند. هسته یک ستاره غول پیکر تقریبا به شکل آنی منفجر می شود. هسته به سمت بیرون پخش میشود و با ذراتی برخورد میکند که به سمت درون ستاره کشیده شده اند. این برخورد با تولید انرﮋی انبوهی همراه است که هم عناصر سنگین موجود در کائنات را پدیدار می نماید و هم منجر به تکه تکه شدن ستاره می شود. این انفجار ابر نواختر، منشا اولیه همه عناصر سنگین یافت شده در اجرام، ستاره ها، سیاره ها و فضاهای میان کهکشانهاست. در اعماق سرد فضا، عناصری مانند کربن، اکسیﮊن و نیتروژن می توانند با عنصر اولیه یعنی هیدروژن ترکیب شده و مولکولهای پیچیده ای را بسازند مخصوصا در فضاهای با چگالی و غلظت بالاتر که امکان برخورد ذرات به یکدیگر بیشتر است. تعداد بسیار زیادی از انواع مولکولهای پیشرفته، به خصوص مولکولهایی که اتم کربن در ترکیب آنها حضور دارد، در فضای میان ستارگان یافت شده است. شکل گیری سیارات صفحات سیاره ای مرحله شکل گیری یک سیاره ممکن است که به صورت یک صفحه درخشنده و یا تاریک در مقابل یک جرم آسمانی درخشان به چشم آید. برخی از این صفحات در انبوه گاز و غبار مخفی و تنها در نور مادون قرمز نمایان می شوند. صفحات سیاره ای دیگر به صورت گرده های ذراتی شبیه به ستاره های دنباله دار دیده می شوند که در اثر وزش بادهای ستاره ای شکل گرفته اند. وسعت هر یک از این مناطق سیاره خیز بیش از 20 برابر منظومه شمسی ما است. همه ذرات و مواد موجود در صفحات سیاره ای در یک جهت در حال چرخش به دور یک ستاره می باشند. محتویات صفحات سیاره ای، شامل مولکول های پیچیده ای است که برخی از آنها تنها در شرایط موجود دراین گونه صفحات به وجود می آیند و برخی مولکولهایی هستند که در فضاهای میان ستاره ها و کهکشانها نیز یافت شده اند.
تشکیل اجرام ضمن گردش صفحات به دور ستاره، گرانش به انبوه این ذرات اجازه تشکیل اجرام کوچک را می دهد. فلزات سنگین و سیلیکاتها در معرکه داغ محدوده نزدیک به ستاره نیز دوام می آورند اما ذرات سبک تر و مولکول های فرار از جمله آب و گاز هیدروﮋن در قسمتهایی از صفحه که از ستاره دورتر است امکان ادامه حیات دارند. توده ها ی ذرات سنگین پس از اینکه جرم کافی به دست آوردند شروع به سخت شدن می نمایند و در اثر برخورد و تصادم ذرات با آنها رفته رفته اجرام بزرگی می شوند. سرانجام این توده ها و اجرام با یکپارجه شدن و جذب گازها و غبار اطراف بر فضای خود مسلط می شوند. شکل گیری سیاراتی چون زمین و مشتری اختلافات ماهرانه در توزیع ذرات بین قسمتهای مختلف یک صفحه سیاره ای تعین کننده مکان و بزرگی سیارات در آن صفحه است. اجرام کوچک صخره ای و فلزی درمنظومه شمسی سیاره ای همچون زمین را به شکل گدازان پدید آورده اند.
در پی سرد شدن این سیارات لایه های سخت آنها تشکیل می شود. احتمال می رود که با گذشت زمان همه بخشهای این سیارات منجمد گردد. این سیارات تحت بمباران های اجرام کوچک صخره ای قرار می گیرند که حامل عناصر و مولکولهایی از جمله مهمترین عنصر شناخته شده حیات یعنی آب می باشند. اجرام سرد و یخی که در فاصله بیشتری از خورشید قرار داشتند سیاره ای چون مشتری را به وجود آورده اند. این سیارات ممکن است دارای هسته های فلزی و سخت باشند ولی سطح خارجی آنها به شکل مایع و پوشیده از لایه های گازاست. ساختار سیاره ای چون مشتری بسیار شبیه ستاره ایست که گرد آن در گردش است. این سیارات نیز مدام تحت آماج برخوردهای اجرام کوچک قرار می گیرند. کیمیای حیات در ساختار کائنات و بالطبع سیارات، مولکولهای پیچیده کربن و اسیدهای آمینه، دورکن اصلی تشکیل حیات، وجود دارند. با انتشار دقیق و ترکیب این اجزا و ذرات اولیه، طبیعت قادر به ساخت DNA شالوده اساسی حیات و زندگی در کره زمین گردیده است. چگونگی و شرایط ترکیب این اجزا هنوز در حال بررسی است. اما این حقیقت که این ترکیب در حال حاضر صورت گرفته و منجر به ایجاد حیات در کره زمین شده است و با در نظر گرفتن زنجیره ذرات در کائنات، رخ دادن این گونه ترکیبات و در نتیجه وجود حیات در قسمتهای دیگری از کائنات همواره امکان پذیر می باشد.]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 22:13:16 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>کاربرد ابررسانا</title>
<link>https://plasmaphysic.loxblog.com/کاربرد-ابررسانا</link>
<guid>https://plasmaphysic.loxblog.com/کاربرد-ابررسانا</guid>

<description><![CDATA[
کاربرد ابررسانا 
● کاربرد ابررسانا در سیم و کابل
کشف متحول کننده ابررساناهای دما بالا در سال ۱۹۸۶ منجر به تحول و تولید نوع جدیدی از کابلها در سیستمهای قدرت شد. در ایالات متحده، اروپا و ژاپن رقابت سختی بر روی تجارت تولید آینده کابلهای ابررسانائی وجود دارد. قابلیت هدایت جریان برق در کابلهای HTSبالغ بر ۱۰۰ بار بیشتر از هادیهای آلومینیومی و مسی متداول می&zwnj;باشد. اندازه، وزن و مقاومت این نوع کابلها از کابلهای معمولی بهتر بوده و امروزه تولیدکنندگان تجهیزات الکتریکی در سراسر دنیا سعی دارند با استفاده از تکنولوژی HTS باعث کاهش هزینه&zwnj;ها و افزایش ظرفیت و قابلیت اطمینان سیستمهای قدرت شوند.
● کاربرد ابررسانا در ترانسفورماتورها
استفاده از مواد ابررسانا در سیم&zwnj;بندی ترانسفورماتورها باعث ۵۰% کاهش در تلفات، وزن و ابعاد ترانسفورماتور نسبت به انواع متداول ترانسفورماتورهای روغنی شده و به علاوه تأثیر قابل توجهی نیز در افزایش بازده، کاهش افت ولتاژ و افزایش ظرفیت اضافه بار ترانسفورماتور دارد. استفاده از ترانسفورماتورهای ابررسانا با توجه به حجم کم و عدم استفاده از روغن برای خنک&zwnj;سازی، نقش قابل ملاحظه&zwnj;ای در بهبود فضای شهری و کاهش هزینه&zwnj;های زیست محیطی خواهد داشت.
● کاربرد ابررسانا در موتورها و ژنراتورها
درصورت استفاده از سیمهای ابررسانا به جای سیمهای مسی در روتور ماشینهای القایی، تلفات، حجم، وزن و قیمت آنها کاهش قابل ملاحظه&zwnj;ای خواهد داشت و با افزایش بازده، صرفه&zwnj;جویی قابل توجهی در انرژی الکتریکی صورت می&zwnj;گیرد. کویل ژنراتورهای سنکرون نیز با مواد ابررسانای سرامیکی قابل ساخت می&zwnj;باشد که منجر به افزایش قابل توجهی در بازده ژنراتور خواهد شد. به علاوه تکنولوژی ابررسانا امروزه در ساخت کندانسورهای سنکرون نیز کاربرد دارد. کندانسورهای ابررسانا دارای بازده بیشتر، هزینه نگهداری کمتر و قابلیت انعطاف بهتری هستند.
● کاربرد ابررسانا در ذخیره سازهای مغناطیسی
در سیستم قدرت بین قدرتهای الکتریکی تولیدی و مصرفی تعادل لحظه&zwnj;ای برقرار است و هیچگونه ذخیره انرژی در آن صورت نمی&zwnj;گیرد. بنابراین تولید شبکه ناچار به تبعیت از منحنی مصرف است که غیر اقتصادی می&zwnj;باشد. ابرسانای ذخیره کننده انرژی مغناطیسی (SMES) وسیله&zwnj;ای است که برای ذخیره کردن انرژی، بهبود پایداری سیستم قدرت و کم کردن نوسانات قابل استفاده می&zwnj;باشد. این انرژی توسط میدان مغناطیسی که توسط جریان مستقیم ایجاد می&zwnj;شود ذخیره می&zwnj;شود. ابرسانای ذخیره کننده انرژی مغناطیسی هزاران بار قابلیت شارژ و دشارژ دارد بدون اینکه تغییری در خواص مغناطیس آن ایجاد شود. ویژگی ابر رسانایی سیم پیچ نیز موجب می&zwnj;شود که راندمان رفت و برگشت فرایند ذخیره انرژی بسیار بالا و در حدود ۹۵% باشد.
اولین نظریه&zwnj;ها در مورد این سیستم در سال ۱۹۶۹ توسط فریه مطرح شد. وی طرح ساخت سیم&zwnj;پیچ مارپیچی بزرگی را که توانایی ذخیره انرژی روزانه برای تمامی فرانسه را داشت ارائه کرد که به خاطر هزینه ساخت بسیار زیاد آن پیگیری نشد. در سال ۱۹۷۱ تحقیقات در آمریکا در دانشگاه ویسکانسین برای فهمیدن بحثهای بنیادی اثر متقابل بین انرژی ذخیره شده و سیستم&zwnj;های چند فاز به ساخت اولین دستگاه انجامید. شرکت هیتاچی در سال ۱۹۸۶ یک دستگاه SMES به ظرفیت ۵ مگاژول را آزمایش کرد. در سال ۱۹۹۸ نیز ذخیره&zwnj;ساز ۳۶۰ مگاژول توسط شرکت ایستک در ژاپن ساخته شد. علاوه بر ذخیره&zwnj;سازی انرژی به منظور تراز منحنی مصرف و افزایش ضریب بار، سیستم&zwnj;های مورد اشاره با اهداف دیگری نیز مورد توجه قرار گرفته&zwnj;اند.
بروز اغتشاشهای مختلف در شبکه قدرت از جمله تغییرات ناگهانی بار، قطع و وصل خطوط انتقال و &hellip; به عدم تعادل سیستم می&zwnj;انجامد. در این شرایط انرژی جنبشی محور ژنراتورهای سنکرون مجبور به تأمین افزایش انرژی ناشی از اختلال هستند و درصورت حفظ پایداری دینامیکی، حلقه&zwnj;های کنترل سیستم فعال شده و تعادل را برقرار می&zwnj;سازند. این روند، نوسان متغیرهای مختلف مانند فرکانس، توان الکتریکی روی خطوط و&hellip; را موجب می&zwnj;شود که مشکلات مختلفی را در بهره برداری از سیستم قدرت به دنبال دارد. اما اگر در سیستم مقداری انرژی ذخیره شده باشد، با مبادله سریع آن با شبکه در مواقع مورد نیاز می&zwnj;توان مشکلات فوق را کاهش داد. با توجه به اینکه در این سیستم انرژی از صورت الکتریکی به صورت مغناطیسی و یا بر عکس تبدیل می&zwnj;شود، ذخیره&zwnj;ساز ابررسانایی دارای پاسخ دینامیکی سریع می&zwnj;باشد و بنابراین می&zwnj;تواند در جهت بهبود عملکرد دینامیکی نیز به کار رود.
معمولاً واحدهای ابررسانایی ذخیره انرژی را در دو مقیاس ظرفیت بالا یعنی حدود ۱۸۰۰ مگاژول برای تراز منحنی مصرف، و ظرفیت پایین (چندین مگا ژول) به منظور افزایش میرایی نوسانات و بهبود پایداری سیستم می&zwnj;سازند. سیم پیچ ابررسانا از طریق مبدل به سیستم قدرت متصل و شارژ می&zwnj;شود و با کنترل زاویه آتش تریسیتورها ولتاژ DC دو سر سیم پیچ ابررسانا به طور پیوسته در بازهٔ وسیعی از مقادیر ولتاژهای مثبت ومنفی قابل کنترل است. ورودی ذخیره&zwnj;ساز انرژی می&zwnj;تواند تغییرات ولتاژ شبکه، تغییر فرکانس شبکه، تغییر سرعت ماشین سنکرون و&hellip; باشد و خروجی نیز توان دریافتی خواهد بود. مهم ترین قابلیت SMESجداسازی و استقلال تولید از مصرف است که این امر مزایای متعددی از قبیل بهره برداری اقتصادی، بهبود عملکرد دینامیکی و کاهش آلودگی را به دنبال دارد. در کابرد AC جریان الکتریکی هنوز تلفات دارد اما این تلفات می&zwnj;تواند با طراحی مناسب کاهش پیدا کند. برای هر دوحالت کاری AC وDC انرژی زیادی قابل ذخیره&zwnj;سازی است. بهترین دمای عملکرد برای دستگاههای مورد اشاره نیز ۵۰ تا ۷۷ درجه کلوین است.
● کاربرد ابررسانا در محدودسازهای جریان خطا
علاوه بر موارد گفته شده، محدودسازهای ابررسانائی جریان خطا یا SFCL نیز رده تازه&zwnj;ای از وسایل حفاظتی سیستم قدرت را ارائه می&zwnj;کنند که قادرند شبکه را از اضافه جریانهای خطرناکی که باعث قطعی پر هزینه برق و خسارت به قطعات حساس سیستم می&zwnj;شوند حفاظت نمایند. اتصال کوتاه یکی از خطاهای مهم در سیستم قدرت است که در زمان وقوع، جریان خطا تا بیشتر از ۱۰ برابر جریان نامی افزایش می&zwnj;یابد و با رشد و گسترش شبکه&zwnj;های برق، به قدرت اتصال کوتاه شبکه نیز افزوده می&zwnj;شود. تولید جریانهای خطای بزرگتر، ازدیاد گرمای حاصله ناشی از عبور جریان القائی زیاد در ژنراتورها، ترانسفورماتورها و سایر تجهیزات و همچنین کاهش قابلیت اطمینان شبکه را در پی دارد. لذا عبور چنین جریانی از شبکه احتیاج به تجهیزاتی دارد که توانایی تحمل این جریان را داشته باشند و جهت قطع این جریان نیازمند کلیدهایی با قدرت قطع بالا هستیم که هزینه&zwnj;های سنگینی به سیستم تحمیل می&zwnj;کند.
اما اگر به روشی بتوان پس از آشکارسازی خطا، جریان را محدود نمود، از نظر فنی و اقتصادی صرفه&zwnj;جویی قابل توجهی صورت می&zwnj;گیرد. انواع مختلفی از محدود کننده&zwnj;های خطا تا به حال برای شبکه&zwnj;های توزیع و انتقال معرفی شده&zwnj;اند که ساده&zwnj;ترین آنها فیوزهای معمولی است که البته پس از هر بار وقوع اتصال کوتاه باید تعویض شوند. از آنجاییکه جریان اتصال کوتاه در لحظات اولیه به خصوص در پریود اول موج جریان، دارای بیشترین دامنه است و بیشترین اثرات مخرب از همین سیکل&zwnj;های اولیه ناشی می&zwnj;شود باید محدودسازهای جریان خطا بلافاصله بعد از وقوع خطا در مدار قرار گیرند. محدودکننده&zwnj;های جریان اتصال کوتاه طراحی شده در دهه&zwnj;های اخیر، عناصری سری با تجهیزات شبکه هستند و وظیفه دارند جریان اتصال کوتاه مدار را قبل از رسیدن به مقدار حداکثر خود محدود نمایند به طوری که توسط کلیدهای قدرت موجود قابل قطع باشند.
این تجهیزات در حالت عادی، مقاومت کمی در برابر عبور جریان از خود نشان می&zwnj;دهند ولی پس از وقوع اتصال کوتاه و در لحظات اولیه شروع جریان، مقاومت آنها یکباره بزرگ شده و از بالا رفتن جریان اتصال کوتاه جلوگیری می&zwnj;کنند. این تجهیزات پس از هر بار عملکرد باید قابل بازیابی بوده و در حالت ماندگار سیستم، باعث ایجاد اضافه ولتاژ و یا تزریق هارمونیک به سیستم نگردند. محدودسازهای اولیه با استفاده از کلیدهای مکانیکی امپدانسی را در زمان خطا در مسیر جریان قرار می&zwnj;دادند. با ورود ادوات الکترونیک قدرت کلیدهای تریستوری برای این موضوع مورد استفاده قرار گرفتند و مدارهای متعددی از جمله مدارهای امپدانس تشدید و ابررسانا، ارائه گردیده است. محدودکننده&zwnj;های ابررسانا در شرایط بهره&zwnj;برداری عادی سیستم یک سیم&zwnj;پیچ با خاصیت ابررسانایی بوده (مقاومت و افت ولتاژ کمی را باعث می&zwnj;شود) ولی به محض وقوع اتصال کوتاه و افزایش جریان از یک حد معینی (جریان بحرانی) سیم&zwnj;پیچ مربوط مقاومت بالایی از خود نشان می&zwnj;دهد و به همین دلیل جریان خطا کاهش می&zwnj;یابد. عمل فوق در زمان کوتاهی انجام می&zwnj;پذیرد و نیاز به سیستم کشف خطا نمی&zwnj;باشد. برآورد اولیه بخش ابر رسانائی EPRI نشان می&zwnj;دهد که استفاده از محدودسازهای ابررسانائی جریان یک بازار فروش با درآمد حدود ۳ تا ۷ میلیارد دلار در ۱۵ سال آینده به وجود خواهد آورد.
● سوئیچهای ابررسانا
با تغییر در شدت میدان مغناطیسی، امکان تغییر در وضعیت جسم ابررسانا از ابررسانایی به مقاومتی و برعکس امکانپذیر است. بنابراین از مواد ابررسانا جهت انجام سوئیچینگ یا کلیدزنی نیز می&zwnj;توان بهره گرفت. تحقیقات اولیه در این زمینه از اواخر دهه ۱۹۵۰ میلادی آغاز شد و کوششهایی برای استفاده از سوئیچهای ابررسانا در مدارها و حافظه کامپیوترهای بزرگ صورت گرفت. باک در سال ۱۹۵۶ مداری با نام کرایوترون شامل یک سیم&zwnj;پیچ نیوبیوم با دمای بحرانی ۳/۹ درجه کلوین و هسته&zwnj;ای از سیم تانتالوم با دمای بحرانی ۴/۴ درجه کلوین معرفی نمود که با توجه دمای ۲/۴ درجه کلوین هلیوم مایع، امکان تغییر وضعیت سیم تانتالوم در اثر ایجاد جریان الکتریکی و درنتیجه میدان مغناطیسی در سیم&zwnj;پیچ نیبیوم وجود داشت. با توسعه دانش نیمه&zwnj;هادی، توجه به سوئیچهای ابررسانا کاهش یافت اما حجم و تلفات کمتر، و سرعت بالاتر تراشه&zwnj;های ابررسانا نسبت به تراشه&zwnj;های نیمه&zwnj;هادی، استفاده از سلولهای کرایوترونی و جایگزینی ابررسانا به جای مدارهای مسی را برای ساخت ابرکامپیوترهای بسیار سریع و کم تلفات، حتی با وجود پیشرفتهای صنعت نیمه&zwnj;هادی توجیه&zwnj;پذیر می&zwnj;سازد. علاوه بر سلولهای کرایوترونی که با سرعت ۱/۰ میکروثانیه در ساخت حافظه و تراشه&zwnj;های الکترونیک قابل استفاده است، از اتصالات جوزفسون که مبنای عملکرد آنها، اثر تونل&zwnj;زنی است نیز برای ساخت سوئیچهای بسیار سریع و با سرعت ۱/۰ نانوثانیه (فرکانس ۱۰ گیگاهرتز) استفاده شده اما درمورد تکنولوژی ساخت آنها به تعداد زیاد، پژوهشها ادامه دارد.
● ابررساناها و ژنراتورهای هیدرودینامیک مغناطیسی
ژنراتورهای هیدرودینامیک مغناطیسی: اصول کلی ژنراتورهای هیدرودینامیک مغناطیسی (MHD) که از سال ۱۹۵۹ پژوهشهایی برای تولید برق به وسیله آنها شروع شده و هنوز ادامه دارد، بر این اساس است که جریان گاز پلاسما (بسیار داغ) یا فلز مذاب از میان میدان مغناطیسی قوی عبور داده می&zwnj;شود. با عبور گاز داغ یا فلز مذاب، در اثر میدان مغناطیسی بسیار قوی موجود، یونهای مثبت و منفی به سمت الکترودهایی که در بالا و پایین جریان گاز پلاسما یا فاز مذاب قرار دارند، جذب می&zwnj;شوند و مانند یک ژنراتور جریان مستقیم، تولید الکتریسیته را باعث می&zwnj;شوند. قدرت الکتریکی این ژنراتور جریان مستقیم با اینورترهای الکترونیک قدرت، به برق جریان متناوب تبدیل و به شبکه متصل می&zwnj;شود. با توجه به هزینه بالای تولید الکتریسیته در ژنراتورهای MHD، استفاده از آنها تنها به منظور یکنواختی منحنی مصرف در زمانهای پرباری شبکه مفید است. سیم&zwnj;پیچهای بزرگ ابررسانا که از مواد ابررسانای متعارف مانند آلیاژ نیوبیوم تیتانیوم ساخته شده&zwnj;اند برای تولید میدانهای مغناطیسی بسیار قوی مناسب و قابل استفاده است. اگر فاصله دو الکترود ۱/۰ متر، سرعت یونها ۴۰۰ متر بر ثانیه و میدان مغناطیسی ۵ تسلا باشد، ولتاژ خروجی ۲۰۰ ولت خواهد بود و در طول کانال ۶ متری و با قطر یک متر، ۴۰ مگاوات انرژی قابل تولید است. مزیت اصلی ژنرتورهای MHD وزن نسبتاً کم آنها در مقایسه با ژنراتورهای متعارف است که استقبال از کاربرد آنها را در صنایع هوایی و دریایی موجب شده است.]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 22:13:16 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>کاربرد فیزیک در ورزش</title>
<link>https://plasmaphysic.loxblog.com/کاربرد-فیزیک-در-ورزش</link>
<guid>https://plasmaphysic.loxblog.com/کاربرد-فیزیک-در-ورزش</guid>

<description><![CDATA[
کاربرد فیزیک در ورزش
فوتبالیستی را در نظر بگیرید که هنگام ضربه زدن به توپ فقط از عضلات دو قلوی پای خود استفاده می کند. این فوتبالیست هنگام ضربه زدن به توپ از دو عضله استفاده میکند و اگر قدرت وارد کردن انرژی این دو عضله را ۱۰۰نیوتن در نظر بگریم توپ او با سرعت مثلا۴۰ کیلومتر در ساعت حرکت خواهد کرد.حالافوتبالیست دیگری را در نظر بگیرید که هنگام ضربه زده علاوه بر استفاده از عضلات ساق پای خود،از عضلات ران نیز استفاده می کند.
این شخص علاوه براینکه عضلات بیشتری استفاده می کند نیروی بیشتری را برروی توپ وارد می کند (۲۰۰نیوتن)در نتیجه سرعت توپ او با ۶۰یا ۸۰کیلومتر در ساعت حرکت خواهد کرد .ودر نهیت شوت او برای دروازبان حریف مشکل ساز خواهد بود
می بینید که استفاده بسیار ساده وپیش پا افتاده ای از علم فیزیک در مثال بالا یک فوتبالیست را از نظر قدرت شلیک توپ به حد بالایی می رساند .پس می توان نتیجه گرفت که علم در ورزش بی تاثیر نیست.برای توجه بیشت مثال زیر را در نظر بگیرید:اسکی بازی را در نظر بگیرید که در حدود۶۰کیلو گرم وزن داشته و در مسابقه اسکی مارپیچ المپیک شرکت کرده است ،قانون نیروی ثقل و وزن که در فیزیک به صورت تئوری در کتاب ها مطرح شده است این شخص را بر اثر نیروی کشش زمین ونیروی گرانش وطبق فرمول زیر نیروی خاصی را بر او وارد می کند.واو را از کوه به سمت پایین می کشد ونیرویی که هر دو جرم را به سمت یکیذیگر می کشاند نیروی گرانش نام دارد ونیز ربایش زمین را بر یک جسم ،وزن ان جسم یا نیروی گرانش می گویند و می دانیم وزن با جرم فرق می کند نتیجتا وزن این اسکی باز طبق قانون زیر برابر است با ۶۰کیلو گرم ونیروی واردشده بر اوبرابراست با:
W=۶۰(kg)*۱۰(n/kg)=۶۰۰N
ورزشکار دیگری را در نظر بگیرید که وزن او اصطلاحا ۱۰۰کیلو گرم باشد و نیروی وارد شده بر او برابر است با
W=۱۰۰(kg)*۱۰(n/kg)=۱۰۰۰N
نیرویی که شخص دوم را به پایین می کشد، حدودا۴۰۰نیوتن از نیروی شخص اول بیشتر است .در نتیجه سر عت نفر دوم نیز به مراتب بیشتر خواهد شد.بنابراین شانس موفقیت نفر دوم در صورتی که دارای فاکتور های مشترک دیگر مثل داشتناسکی هایی با کیفیت یکسان وغیره ،برای پیروزی در مسابقه بیشتر است.اکنون که تا حدی به نقش علم فیزیک و تاثیر موثر بر ور زش اشنا شدید وقت ان است که شاخه های مختلف ان را برسی کرده و نقش هر کدام را در ورزش روشن کنیم .
● پرتوهای نوری و قوانین شکست نوری
هنگامی که نور به یک محیط شفاف وارد ویا از آن خارج می شود،ممکن است پرتو های نور شکسته شوند واثر های جالب و گاهی زیبا را پدید می اورند.مثلا اگر به یک سکه در ته لیوان نگاه کنید سکه بال ا تر از محل واقعی خود به نظر می رسد. یا وقتی که یک قاشق را بطور مایل در لیوان آب فرو می برید ان را در محل ورود به اب شکسته می بینید.وقتی نور بطور مایل از یک محیط شفاف وارد محیط شفاف دیگری می شود ،هنگام عبور نور از سطح جدا کننده دو محیط مسیر ان را تغییر می کند . این پدهده را شکست نور می گویند.علت شکست نور اختلاف سرعت در دو محیط است اگر نور از خلا وارد محیط شفاف شود و سزعت نور در خلا و محیط را به ترتیب باCوVنشان دهیم ،ضریب شکست عبارت خواهد بود از :
N=C/V
بیشترین کابرد این تکنیک در ورزش برای ساخت عینک های شنا و غواصی می باشد.
عینک غواصی در هوا دارای دید تار می باشند ولی در آب با اصل ضریب شکست توسط محیط اب دارای دید صاف و شفاف می شوند.روی این اصل شناگران با اینگونه عینک ها می توانند کف استخر را به خوبی ببینند .خط های سفیدی که در ته استخر کشیده می شوند باعث می شوند تا شناگران در مسیر خود قرار بگیرند وبه مسیر دیگر ورزشکاران وارد نشوند و با چشم غیر مسلح و با عینک مخصوص شنا این خط ها دیده نمی شوند.همچنین شناگران قادرند به خوبی با این عینک ها حریفان خود را زیر نظر داشته باشند.
● تجزیه پرنوهای نوری و رنگ های مختلف نوری وداستان عدسی ها
نور سفید به وسیله منشور می تواند تجزیه شود ومثل عینک های آفتابی و مه شکن ومخصوص برای رشته های اسکی ،قایقسواری،موج سواری و... استفاده می شوند.ونیز عدسی ها اشکالی هستند که جسم را نزدیک تر یا دورتر نشان می دهند.از این قضیه بیشتر در ورزش شکار استفاده می شود (ساخت دوربین های قوی)
● بازده زمانی
در بسیاری از موارد به جای دانستن لحظه شروع یک رویداد،نیاز به اندازه گیری مدت زمان آن رویداد داریم.مدت زمان بین شروع رویدادرابا T۱ولحظه پایان یک رویداد را باT۲نشان دهیم،بازده زمانی برابر T۲-T۱استکه آن را با Tنشان می دهیم. T= T۲-T۱این مسئله به صورت آشکار در ورزش هایی که نقش زمان وتایم گیری در آن مهم است مطرح می باشد .مثل ورزش دو ،دو چرخه سواری و ورزش اسکی.البته در بیشتر این ورزش ها شروع حرکت یا T۱با زمان صفرمحاسبه می شود و این ثبت زمان T۲است که با کرنو متر های پیشرفته اندازه گیری می شود.
● نیرو
ما همواره بدو ن آنکه توجه کافی داشته باشیم ،نیروهایی را که هل می دهند ومی کشند ویا اجسام را به حرکت وا می دارند ویا حرکت آنها را کند میکنند ،به سهولت می توان شناخت.اما نیروهایی که در اجسام در حا ل تعادل ،مثل اجسام ساکن وارد می شوند ،کمتر آشکارند.نیرو به کمک اثر هایی که بر یک جسم می گذارند می شناسیم و توسط همین اثرها می توانیم توصیف کنیم.اثرهای نیرو عبارتند از:نیرو می تواند جسم را به حرکت وا دارد. نیرو می تواند عامل ترمز وایستادن جسم باشد. نیرو می تواند عامل مخرب باشد یعنی می تواند موجب فشرده شدن ویا له شدن جسم شود.نیرو جهت جسم را نیز عوض می کند .نیرو می تواند ماهیت جسم را نیز عوض کند . نیرو می تواند جسم را خم کند و یا بطور کلی تغییر شکل می دهد. نیرو می تواند اثر نیروهای دیگر را که بر یک جسم ساکن وارد می شوند را خنثی کند واز حرکت جسم جلوگیری کند نیرو می تواند سبب چرخش جسم شود. نیرو ها بر حسب اثرهای آن نام گذاری می شوند.نیروی مالش (اصطکاک)، نیروی کشش نخ،نیروی شناوری ، نیروی کشسانی و...
در اینجا با بعضی از نیرو ها آشنا ونقش هر کدام را در ورزش برسی می کنیم.
▪ نیروی گرانش
نیرویی که دو جرم مشخص با نیروی مشخص که آن را نیروی گرانش می گوییم،یکدیگر را می ربایند.ربایش زمین بر یک جسم را وزن آن جسم یا نیروی گرانش میگویند.در ورزش این نیرو گاهی مفید و گاهی مضر است.مثلا در ورزش اسکی این نیرو نقشی مثبت داشته و موثر است.اسکی که اصول اولیه آن بر پایه حرکت ورزشکار با اسکی از کوه به سمت پایین است.نتیجتا هر اسکی باز که سنگین تر است، با سرعت بیشتری به سمت پایین کشیده می شود.طبق فرمول زیر :
W=جرم(kg)*۱۰(n/kg)
در نتیجه این نیرو برای ورزش اسکی مثبت و مفید است .ولی در ورزش پرش ارتفاع که ورزشکار با پریدن از سطح زمین انرژی خود را صرف غلبه برنیروی گرانش زمین می کند ،طبق فرمول:
W=جرم*۱۰
این در خلاف جهت حرکت ورزشکار قرار دارد به عنوان نیروی مزاحم به حساب می آید .پس در رشته اسکی هر کسی که سنگین تر است سرعت بیشتری دارد وبر عکس در ورزش پرش ارتفاع هر کس که سبکتر است موفق تر خواهد بود وبهتر می تواند بپرد
▪ نیروی کشسانی
وقتی فنری را می شیم یا فشرده می کنیم ،فنر دست ما را می کشد یا می راند.به نیرویی که فنر کشیده یا فشرده اعمال می کند نیروی کشسانی فنر می گوییم.این نیرو درورزش کارایی چندانی نداشته ،به جز در موارد خاص.در ورزش از این نیرو به صورت دستگاه های بدن سازی که با فنر های مخصوص کار می کند، استفاده می شود.
▪ نیروی مالش
به نیروهای بین سطح تماس بین دو جسم که با سطح تماس موازیند وبا حرکت دوجسم بر روی هم مخالفت می کنند نیروی مالش(نیروی اصطکاک)می گویند.این نیرو به جنس های سطح تماس وصافی وزبری آن بستگی دارد و متناسب با نیروی عمودی است که دو سطح تماس را به هم می فشارد.این نیرو در ورزش بسیار تاثیر گذار می باشد.این نیرو تاثیر خودرا به صورت مثبت و منفی می گذارد.یعنی اینکه این نیرو برای رشته های ورزش هم مفید و هم مضر است.
مثلادر ورزش های لوژسواری ،شنا واسکی و....یک عامل مزاحم به شمار می رود.ولی در ورزش هایی مثل تنیس والیبال فوتبال و...نیروی اصطکاک عامل پایداری ورزشکار در سطح زمین به شمار می آید و در جهت مثبت فعالیت ورزشکاران قرار دارد.اصطکاک در عامل پایداری ورزشکار در سطح زمین به شمار می آید ودر جهت مثبت فعالیت ورزشکاران قرار دارد. اصطکاک در ورزش لوژسواری باعث می شود نیروی مزاحم وترمز کننده بین تیغه های لوژو یخ ایجاد شود ودر نتیجه از سر عت لوژسوار کاسته شود،برای رفع این مزاحمت مربیان ومتخصصان تیم های ورزشی با ساخت تیغه هایی که کمترین سطح زبر رادارا می باشد (بسیار تیز وصیقلی)می باشد در زیر لوژهای ورزشکاران نصب می کنند.در ورزش اسکی که تماس بین کف اسکی و برف عامل ایجاد اصطکاک است وتا حدودی از سرعت ورزشکاران جلوگیری می کند ،به صورت تجربی به اثبات رسیده که اگرورزشکار واکس مربوط به هر برف (دمای برف معیار واکسها می باشد)را به ته اسکی خود بزنند اسکی با سرعت بیشتری به دلیل رفع نیروی اصطکاک بین کف اسکی و برف حرکت خواهد کرد.در ورزش شنا نیز نیروی اصطکاک بین آب وبدن شناگر عامل مزاحمی برای سرعت او محسوب می شود.اینگونه مشکلات را که می توانندمانعی برای رسیدن ورزشکاران به سرعت ایده آل ومناسب باشند را فیزیک به آسانی حل کرده است. دانشمندان فیزیک با درست کردن لباس های شنا (مثل پوست فک ها که سطح اصطکاک را به میزان نسبتا زیادی پایین می آورند)باعث شدند عامل مزاحم نیروی اصطکاک در ورزش شنا به حداقل برسدو همین کشف تا حدودی رکود سرعت شنا را بالا برده است.در ورزش هایی مثل تنیس و والیبال کهورزشکار باید با پاهای استوار در سطح زمین به جابجایی بپردازد وبتواند خود را کنترل کند واز لیز خوردن در سطح صاف سالن جلوگیری کند حلتی کاملا بر عکس شنا واسکی وجود دارد به همین دلیل در این ورزش ها به نیروی اصطکاک بیشتر نیاز داریم ونتیجتا متخصصین وصاحب کارخانه های معروف کفش هایی ساخته اند که بتوانند نیروی اصطکاک بین کفش وزمین چندین برابر کند.
▪ نیروی مقاومت شاره
نیرویی که با حرکت جسم مخالف حرکت می کند نیروی مقاومت نامیده می شود.نیروی مقاومت هوا بر یک اتومبیل نمونه ای از این نیرویست که با افزایش سرعت اتومبیل افزایش می یابد.علمی است در فیزیک که در آن نقس اصطکاک هوا وبرخورد غیر مفید هوا با ورزشکار ویا وسیله نقلیه به کار گرفته توسط ورزشکار را به ما نشان می دهد...از این علم برای شکل وسایل ورزشی و همچنین فرم تکنیکی ورزشکار به حالت مناسب آئرودینامیک استفاده می شود.وسایل ورزشی مثل دوچرخه،اسکی،لباس های ورزشی به نحوه ای طراحی می شوند که کمترین بر خورد با هوا را داشته باشند.که اغلب دوچرخه سواران با این تکنیک روی دو چرخه قرار می گیرند برای اینکه برخورد هوا با ورزشکاران به حداقل برسد.
▪ نیروی اشمیدس
به اجسام شناور یا غوطه ور در یک جسم نیروی به سوی بالا وارد می شود این نیرو بیشترین کارایی خودرا در ورزش های آبی مثل :شنا،واترپلو،قایق سواری و......داردواز آن برای شناور ماندن بهتر بر سطح آب استفاده می شود.
● راستی تکنیک چیست؟
تکنیک پیاده شدن اصول و مبانی مربوط به ورزش وانجام دادن حرکت درست وموثر مربوط به هر رشته ورزشی می باشد.تکنیک یعنی نشان دادن عملی مبانی تئوری که مربی یا آموزگار ورزش برای ورزشکار بیان کرده است.تکنیک با علم فیزیک در ارتباط است.تکنیک زاییده شاخه های مختلف فیزیک می باشد.تکنیک یعنی به کار گیری فکر در ورزش.ورزشکار تکنیکی کسی است که زیرک و با هوش باشد.واز فکر خود بهتر بتواند در ورزش استفاده کند.در ورزش بوکس یکی از تکنیک های مطرح وموثر این است که بوکسر ضربه هوک خود را از انتهای کتف وبا استفاده از چرخش کمر بر حریف وارد میکند.در این تکنیک کوچک ولی مهم چند نکته علمی در مورد فیزیک نهفته است :۱-هنگامی که بوکسر ضربه خود رابه به وسیله کتف باشوک می زند از اصل اهرم استفاده می کند تا بتواند نیروی بیشتری مضاعف برنیروی بازووساعد برحیف وارد کند.۲-چرخش کمر وایستادن روی پنجه پای عقب در هنگام ضربه هوک قانون برایند نیروها را تداعی می کند.بوکسر توط این چرخش یک نیروی مضاعف را بر نیروی بالاتنه می افزاید.در ورزش اسکی تکنیکی بنام شوس (حالت تخم مرغی) وجود دارد.این تکنیک دقیقا با رفغ نیروی شاره هوا به کار می رود.زیرا در این حالت اسکی باز حالت آئرودینامیکی موثر وزیبا را در بدن خود به نمایش گذاشته وبه سرعت خود می افزاید وبا زمان کمتری مسافت را می پیماید.
● قوانین حرکت
بیشتر رشته های ورزشی بر اساس پیموده شدن مسافت برای ورزشکار با سرعت بیشتر سنجیده می شوند.مسابقه هایی مثل دومیدانی،دوچرخه سواری ،اتومبیل رانی و قایق رانی و...که در آنها ورزشکار مسافت تعیین شده را می پیماید سرعت در پیروزی ورزشکار عامل اصلی می باشد.جهان پر از اجسامی است که نسبت به ما در حرکتند .حرکت وسرعت برخی از این اجسام که ساخته دست انسانند مانند:اتومبیل، دوچرخه ها، اسکی، لوژ، موتور، قابل کنترل اند و برای میادین ورزش به کار می روند ثبت واندازه گیری سزعت براساس واحد زمان مساوی است با برنده شدن.حرکت ها با همدیگر فرق می کنندحرکت بر روی خط (حرکت یک بعدی )نوعی حرکت ساده است ولی حرکت بر روی منحنی (حرکت دو بعدی )مانند حرکت بر مسیر دایرهای پیچیده تر است.
قوانین حرکت در ورزش به صورت شتاب افزایش سرعت چگونگی برقراری تعادل در حرکت روی مسیر منحنی ترمزهای اضطراری وکلا افزایش رکود سرعت در واحد زمان نمایان شده است.سرعت عبارت است از:جا به جایی متحرک در واحد زمان وبا فرمول زیر محاسبه می شود.
X۱مکان اولیه،T۱زمان اولیه،X۲مکان ثانویه،T۲زمان ثانویه
مثال:دریک مسابقه شنا۱۰۰متری شناگرطول۰۰۰/۵۰متری استخررا در یک رفت وبرگشتدر مدت ۰۰/۵۶ثانیه پیموده است.اگر بتوانیم سرعت شناگر را در سرعت رفت و هنگام برگشت جداگانه حساب کنیم ضعف او را در مسیر نشان دادهایم زیرا با افزایش و کاهش سر عت ضعف او نمایان خواهد شد .
زمان رفت ۲۷ثانیه زمان برگشت۲۹ثانیه
این ورزشکار در هنگام رفت سرعت بیشتری داشته است و هنگام برگشت سرعت او کم شده است.با یک فرمول ساده اما مهم مربی می تواند شاگردان خود را از نظر رفتار سرعتی در هنگام تمرین یامسابقه به خوبی کنترل کند ونکته های لازم را به موقع در موردنحوه حرکت وسرعت ورزشکار به او بگوید وضعف ورزشکار را در مسیر ها برسی کند.
● شتاب
تغییرات سرعت را برای یک محرک در هنگام حرکت شتاب می نامند.شتاب در ورزش بسیار مهم می باشدزیرا هنگامی که ورزشکار در میادین رقابتی نیاز به افزایش سرعت داردبایستی به سر عت خود شتاب دهد تا سرعت خود را افزایش دهد.ورزشکارانی که قوانین شتاب را به خوبی می شناسد وآن رابه صورت عملی تجربه کرده اند،می توانندبه نحو احسن از آن سود ببرند.اکثر ورزش هایی که درآنهارکودزمانی باعث بردوباخت می شود مثل دومیدانی،دوچرخه سواری اسکی و...شروع حرکت ورزشکاران استارت نامیده می شود.استارت در ورزش نقش شتاب را در عامل محرک بازی می کند.در اینگونه ورزش ها اگر ورزشکار از استارت قوی وجهت دهنده و انفجاری وبا قدرت بالا برخوردار باشد شتاب بیشتری به سرعت خود خواهد داد.طبق فرمول:
اگر ورزشکار بعداز اعلام شروع مسابقه که زمان صفروسرعت نیز صفر باشد با استارت زدن خوب وقوی سرعت خودرا مثلا به ۶۰kmبرسانددرزمان کمتری(یعنی استارت سریع وانفجاری) تایم او به ۳ثانیه برسد شتاب او برابر خواهد بود:
هرچه این شتاب در ابتدای مسیر بیشتر باشد (مثلا سرعت۶۰km)عاملی خواهد شد تا او بسیاری از جریان خود را پشت سر بگذارد.
ولی نبایستی از عوامل فیزیولوژیکی و قوانین دیگر فیزیک در هنگام طی مسیر برای افزایش بهروری از سرعت چشم پوشی کنید.
● حرکت بر مسیر دایرهای
این گونه حرکت در ورزش به هنگام برخورد با مسیر پیچدار و خمدار دیده می شود. در این گونه مسیر ها قوانین سرعت وشتاب با قوانین سرعت وشتاب روی خط راست کاملا متفاوت می باشد .
سرعت زاویه ای،سرعت متحرک را به جای این که به وسیله پیمودن مسافت برحسب متر حساب کند،براساس پیمودن مسافت برحسب زاویه طی شده هر پیچی که در مسیر قرار دارد تعیین می کند.
این گونه برای ورزش تنها از نظر کاهش سرعت در هنگام عبور از مسیر پیچ ها و چگونگی برقراری تعادل در سرعت بالا هنگام عبور از پیچ ها مطرح می باشد. زیرا تکنیک هایی که در هنگام عبور از مسیر پیچ به کار می رود در راستای افزایش سرعت همراه با تعادل می باشد.
● شتاب ونیروی جانب مرکز
این نیرو را همه ما هنگام عبور ماشین از پیچ ها تجربه کرده ایم.هنگامی که ماشین به سمت چپ می پیچد ما نا خود آگاه به سمت راست کشانده می شویم. این نیرو دقیقا همان نیروی جانب مر کز می باشد.این نیرو یک نیروی مزاحم محسوب می شود و در رشته دو چرخه سواری در پیست های دایره با ایجاد شیب عرضی آن را خنثی کرده اند.
● قوانین نیوتن و ورزش
۱) قانون اول نیوتن
هر جسمی حالت سکون ویا حرکت مستقیم الخط یکنواخت را ادامه می دهد مگر آنکه نیرو یا نیرو هایی از خارج بر آن اثر کنند. در این قانون دو نکته اساسی وقابل توجه نهفته است که در ورزش به کار می رود : ۱-حفظ حالت سکون بر اثر وارد نشدن نیرو که برای بیشتر ورزشکاران و ورزش ها مضر می باشد.۲-برای حفظ سرعت نیاز به خرج انرژی و صرف توان بیشتری داریم. در قسمت دوم انچه نمایان است و و برای ورزشکاران حائز اهمیت است این مطلب است که ورزشکار بایستیانرژی خود را در طی مسیر حفظ کند تا بتواند در طی مسیر به طور موثر در تمامی لحظه ها آن را به کار ببرد ودچار کاهش انرژی نشود وبه قول ورزشکاران در هنگام ادامه مسیر کم نیاورد.
▪ اینرسی
به نیرویی که در ابتدای حرکت برای به حرکت در آوردن جسم برای غلبه بر نیروی گرانش زمین اعمال می شود نیروی اینر سی گفته می شود.ورزشکاران عزیز بایستی بدانند که اگر قهرمانی دارای وزن بیشتری باشد باید نیروی بیشتری از ورزشکاران دیگر در ابتدای مسیر بر غلبه نیروی گرانش واینر سی خرج کند تا بتواند به شتاب اولیه مطلوبی دست یابد و به اصطلاح هرکه بامش بیش برفش بیشتر خواهد بود. چه اگر او بتواند بر اینرسی غلبه کند موفقتر خواهد بود.
۲) قانون دوم نیوتن
هرگاه جسمی تحت تاثیر نیرویی واقع شود در جهت آن نیرو شتاب می گیرد که با نیرو نسبت مستقیم(یعنی هر چه نیرو بیشتر باشد شتاب بزگتری ایجاد می کند)با جرم نسبت معکوس دارد . یعنی اگر نیروی وارد شده بر جسم سبکتر وارد شود شتاب بیشترمی گردد.این قانون جان کلام ورزشکاران می باشد که در طی زندگی ورزشی خود باید از آن استفاده کنند ودر ورزش به شتاب و حرکت خود بیفزایند.
قانون دوم نیوتن بیان میکند که اگر بر جسم نیرو (برآیند نیرو ها)وارد شود چگونه در حرکت جسم تغییر حاصل می شود. نیروی مضاعف که در اغلب ورزش ها عبارتند از :نیروهای روانی ،نیروهای تغذیه ای و کمک جستن از نیرو های طبیعی مختلف از این نوع اند.
۳) قانون سوم نیوتن
قانون سوم نیوتن اثر متقابل دو جسم را بر یکدیگر بیان می کند اگر جسم Aبرجسم Bنیرو وارد کند این اثر همواره متقابل است.برای هر عملی عکس العملی موجود می باشد . در ورزش های رزمی مانند کشتی،بوکس و . . . می توان از این قانون سود جست به این صورت که در ابتدای مسابقه وبا انجام عمل کذایی می توان از عکس العمل حریف خبر دار شد و فهمید حریف در چه سطحی از نظر تکنیک و قدرت قرار دارد وبا بر هم زدن قانون سوم یعنی عکس العمل حریف می توانیم از قوانین اول و دوم نیوتن به نحو احسن سود بجوییم و توان مبارزه را با نیروی کمتر دریافت کنیم.همچنین در ورزش اسکی اگر بیش از اندازهبر سطح برف نیرو وارد کنیم بر اثر این نیرو یا تعدلمان بر هم می خورد یا اینکه از سرعت مان برای ترمز کردن کم خواهد شد .]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 22:13:16 +0330</pubDate>
</item>


</channel>
</rss>

